موج پیشبینی سقوط بورس در برابر واقعیت بازار | بازار سرمایه به کدام سو می رود؟
به گزارش ایده روز، درباره انگیزههای سیاسی احتمالی این فضاسازیها نمیتوان بدون شواهد مستقل داوری کرد، اما دادههای معاملاتی را میتوان در برابر این پیشبینیها قرار داد.
در آخرین روز معاملاتی هفته گذشته، چهارشنبه ۱۵ مهر، طبق آمار ارائهشده، ۴ هزار و ۴۲۹ میلیارد تومان نقدینگی وارد بازار سهام شد. از ابتدای سال نیز دهها هزار میلیارد تومان پول تازه به این بازار وارد شده است. ارزش صفهای خرید به ۱۱ هزار میلیارد تومان رسید، درحالیکه ارزش صفهای فروش تنها ۱۱۴ میلیارد تومان بود. به این ترتیب، ارزش صفهای خرید حدود ۹۶ برابر صفهای فروش بود؛ نشانهای از برتری تقاضا در مقطع مورد بررسی.
شاخص قدرت خرید نیز در محدوده ۲ قرار دارد. به زبان ساده، یعنی سرانه خرید سرمایهگذاران حقیقی تقریباً دو برابر سرانه فروش آنهاست. نزدیک بودن میانگین ۳۰روزه این شاخص به همین سطح، اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا نشان میدهد قدرت خریداران صرفاً به یک روز معاملاتی محدود نبوده است.
از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون، شاخص کل بورس ۱۲۵ درصد رشد کرده، اما ارزش دلاری بازار همچنان در محدوده ۱۰۲ میلیارد دلار قرار دارد. علت اصلی این تفاوت را باید در افزایش نرخ دلار جستوجو کرد. با رشد نرخ ارز، افزایش ریالی قیمت سهام لزوماً به همان میزان به افزایش ارزش دلاری شرکتها منجر نمیشود. این فاصله میتواند مبنایی برای بررسی دوباره ارزندگی سهام باشد، هرچند بهتنهایی ارزانی بازار یا تضمین ادامه رشد را اثبات نمیکند.
در کنار جریان نقدینگی، هفت موتور بنیادی نیز میتوانند از بازار حمایت کنند. ارزندگی نسبی سهام پس از دوره رکود، رشد درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور، ورود نقدینگی انباشته، افزایش ارزش جایگزینی داراییها در اثر تورم، ورود سنگین نقدینگی از سوی مردم به بورس، سیاستهای دولت برای تقویت بازار سرمایه و فاصله نرخ سود بانکی با تورم.
مجموع این عوامل به معنای مصونیت بورس از افت قیمت نیست. بااینحال، در شرایطی که تقاضا و جریان نقدینگی از بازار حمایت میکنند، پیشبینی سقوط فراگیر و قریبالوقوع نیز بدون شواهدی مانند خروج مستمر پول، غلبه عرضه و تضعیف سودآوری شرکتها، تحلیل کاملی به شمار نمیرود. اصلاح مقطعی قیمتها با سقوط فراگیر بازار تفاوت دارد.
