پایان یک سال فرار قاتل تیرانداز

به گزارش خبرنگار جام جم، اوایل تیرسال گذشته مردی با پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و از وقوع درگیری خونینی در بوستانی در جنوب تهران خبرداد. همزمان با حضور تیم جنایی پلیس آگاهی پایتخت در محل حادثه معلوم شد که پسر جوان با شلیک گلوله از ناحیه شکم زخمی شده و کنجی در بوستان افتاده است. او از طریق اورژانس به بیمارستان منتقل شد، اما به دلیل شدت خونریزی با توجه به تلاش پزشکان فوت کرد. در جریان تحقیقات هویت مقتول به دست آمد و خانواده اش شناسایی شدند. با تحقیق از آنها معلوم شد که پسرشان با فرشید اختلاف و درگیری داشته است آن شب نیز خانه را ترک کرده تا با او حرف بزند که دیگر خبری از وی نشده و درادامه با تماس تلفنی پلیس متوجه قتل او شدند. 

 با شناسایی هویت مظنون پرونده آنها تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند تا اینکه شرکت کنندگان در این درگیری شناسایی ومورد تحقیقات قرار گرفتند. یکی از آنها در اظهاراتش گفت: مقتول از همسایه‌های قدیمی مان بود که پشت سرم رفته بود بدگویی کرده بود که همین باعث شد با او چند مرتبه دعوا و درگیری داشته باشم. مدام برای هم کری خانی می‌کردیم تا اینکه تهدیدش کردم وخواستم برای پایان دادن به این کری خانی‌ها سر قرار بیاید. او و دوستانش آمدند. من هم رفتم. با من درگیر شدندکه به دوستانم زنگ زدم و کمک خواستم. آنها آمدند که درجریتان درگیری دوستم که سلاح کلت همراهش بود شلیک کردو باعث مرگ آن جوان شد. 

 با توجه به گفته‌های او بقیه افراد نیز گفته‌های او را تائید کردند. از آن زمان قاتل ۲۰ ساله تحت تعقیب بود و مدام مخفیگاهش را عوض می‌کرد تا اینکه باگذشت یک سال از این جنایت سرانجام مخفیگاهش در خانه‌ای روستایی در شهر همدان به دست آمد. ماموران به آنجا رفتندو متهم ۲۰ ساله بازداشت شد. او در جریان تحقیقات اعتراف کرد و گفت: من اصلا مقتول را نمی‌شناختم. وقتی دوستم به من تلفنی زنگ زد که با افرادی درگیر شده در بوستان و کتکش زدند و از من کمک خواست خودم را به آنجا رساندم. کلت یکی از دوستانم را امانت گرفتم و برای ترساندن افرادی که با او درگیر بودند به بوستان مورد نظر رفتم تا آنها را بترسانم که فرارکنند. اما در آن دعوا درگیری بالا گرفت و نفهمیدم چطور شلیک کردم که به شکم آن جوان اصابت کرد. چند روزی خانه دوستانم بودم که فهمیدم او مرده و پلیس دنبالم است فرارکردم به خانه‌های دوستان دیگرم و بعد به خانه روستایی در همدان رفتم که بعداز یک سال زندگی مخفیانه دستگیر شدم. 

رضا اعلائی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران با تائید این خبر به جام جم گفت: با اعتراف متهم تحقیقات از او ادامه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *