لزوم استمرار روشنگری علیه استعمار نو/استعمار فرانو پیش از هر چیز ذهن‌ها را هدف می‌گیرد

نویسنده دکتر موسی نجفی – استادتمام علوم سیاسی

ویژگی بارز این جریان رویاپردازی و البته رویافروشی خوشبینانه و ساده‌انگارانه نسبت به اهداف سیاست و تمدن غرب در ایران است. اصولا مگر آیا انگلیس دیروز و آمریکای امروز و به‌ویژه حرص و طمع استعماری غرب در اصل و ذات خود تفاوتی کرده است؟ جواب این است در ماهیت خیر ولی در برخی شیوه‌ها، «استعمار کهنه» به «استعمار نو» و «استعمار فرانو» متحول شده. البته با تأسف زیاد باید گفت همچنان خوشبینی مردان سیاست در شرق نسبت به غرب و اعتماد بیجا به این مردان روبه‌صفت ساده‌لوحانه ادامه دارد و شاید عبرت نگرفتن درست از تاریخ، پس ما چه هنگام قرار است از تاریخ عبرت بگیریم؟! نقش مخرب استعمار با همه چهره‌هایش در عقب‌ماندگی ایران پنهان است و چندان شناخته و آشکار نشده. ازجمله عوامل این مؤلفه پنهانی می‌توان کار فرهنگی روباه و سالوس پیر یعنی انگلیس و تربیت تحصیلکردگان طرفدار خود همچنین راه‌اندازی جریان شرق‌شناسی را نام برد. البته از دیگر عوامل مهم در نشناختن استعمار_ مثلا انگلیس در ایران_ به‌خاطر مستعمره مستقیم نبودن ایران و ندیدن چهره واقعی استعمار به‌طور عام در بین مردم و نخبگان است. مطلب مهمی که در هندوستان یا عراق به‌خاطر حضور مستقیم و خشن‌تر استعمار وضوح بیشتری دارد و استعمار با شفافیت بیشتری دیده می‌شود. مطلب مهم دیگر، پوست انداختن استعمار از کهنه به نو و فرانوست. درست مثل جنایتکاری که در جوانی مرتکب جرم شده ولی امروز موهایش به سفیدی گراییده و قیافه‌اش مثل پیری دانا و دوست‌داشتنی شده است انگار! آیا چنین تغییری اصل جنایت را پاک و تطهیر می‌کند؟ در مورد استعمار در ایران و حتی ابعاد آن در کشور‌های اسلامی هنوز باید کار تحقیقی عمیق و بیشتر انجام شود چرا‌که هر چه جلوتر بروید و درب این جعبه سیاه را بازتر نمایید خواهید فهمید این اقوام اروپایی به‌ظاهر متمدن چقدر در حق انسان‌های دیگر ستم و وحشی‌گری انجام داده‌اند. نخستین گام برای مقابله با ابعاد استعمار همانا شناخت استعمار است و این شناخت نباید برپایه روایت خود استعمارگر شکل بگیرد. زیرا تا وقتی روایت این پدیده را غیراستعمارگر به عهده داشته باشد، قدرت مقابله با آن به‌دست می‌آید. یکی از این دست پژوهش‌ها مطالعات «پسا‌استعماری» است. مهم‌ترین هدف مطالعات پسااستعمار ارائه خوانشی نو از تجربه استعمار، اما از منظر استعمارشدگان است و استعمارگر در چنین روایتی نقشی ندارد. بی‌تردید این‌چنین خوانش جدیدی انتقادی و آموزنده است که انقلاب اسلامی از این منظر، درس‌ها و نکات مهمی برای عرضه به دنیا دارد چراکه با استعمار در عمیق‌ترین لایه‌های آن درگیر و سرشاخ شده است. در همین راستا باید تاکید داشت که درباره استعمار کهنه با استعمار نو و استعمار فرانو و استعمار سایبری و استعمار ذهن باید به روشنگری مستمر پرداخت. هرچند یک ماهیت و ذات و نفوذ و سلطه مشترک دارند ولی شیوه‌ها و سیاست آنها با هم متفاوت است و امروزه البته پیچیده‌تر و مرموزتر هم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *