مرجعیت پزشکی، میراث رهبر شهید
رهبر شهید انقلاب نگاه ویژهای به حوزه پزشکی، معارف و نظام علمی کشور داشتند. امروز اگر شاهد پیشرفتهای علمی و پزشکی ایران هستیم، بخش مهمی از آن حاصل رهنمودها، راهکارها و سیاستهایی است که ایشان برای دولتمردان و وزرای کشور ترسیم کردند. با حمایتها و الطافی که نسبت به جامعه علمی و پزشکی داشتند، زمینهای فراهم شد تا بسیاری از این ظرفیتها به شکوفایی برسد. امروز میتوان با اطمینان گفت که ایران نهتنها در حوزه قلب، بلکه در بسیاری از رشتههای پزشکی، در منطقه خاورمیانه و حوزه خلیجفارس جزو کشورهای پیشروست و حتی در سطح آسیا نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. رهبر شهید نگاه ویژهای به بومیسازی دانش و توسعه علم داشتند و بهخوبی میدانستند که پیشرفت علمی تا چه اندازه برای آینده کشور ارزشمند است. به جرات میتوان گفت که ایران امروز در بسیاری از شاخههای پزشکی در منطقه جایگاه نخست را دارد و این، یکی از آرمانهایی بود که رهبر شهید همواره بر تحقق آن تاکید داشتند و خوشبختانه امروز به این جایگاه دست یافتهایم.
مهمترین عامل دستیابی به مرجعیت علمی و پزشکی، تلاش و پشتکار پزشکان و همراهی دولتمردان است. هر وزارتخانهای باید در چارچوب مأموریت خود، بستر پیشرفت را هموار سازد؛ همچنان که از وزارت بهداشت انتظار میرود زمینه توسعه علم و درمان را فراهم آورد. رهبر شهید همواره آرزو داشتند ایران در حوزه پزشکی و علوم، به جایگاهی ممتاز دستیابد و موجب افتخار کشور شود و پرچم جمهوری اسلامی ایران در عرصههای بینالمللی به اهتزاز درآید.
به این ترتیب وزیرانی که مسئولیت اداره کشور را بر عهده میگیرند، باید نگاه ویژهای به جایگاه پزشکی، پزشکان و صنعت سلامت داشته باشند و با برنامهریزی دقیق، مسیر پیشرفت این حوزه را در سالهای آینده هموار کنند. اگر از امروز برای پنج سال آینده برنامهریزی مناسبی انجام شود، میتوان شاهد جهشی بزرگتر در حوزه پزشکی بود. تحقق این هدف، بیش از هر چیز، به سیاستگذاری و برنامهریزی دولتمردان حوزه درمان بستگی دارد.
یکی دیگر از محورهایی که رهبر شهید بر آن تاکید داشتند، عدالت در دسترسی مردم به خدمات سلامت بود. با وجود تفاوت امکانات درمانی در مناطق مختلف کشور، هنوز امکان دسترسی عادلانه همه آحاد جامعه به خدمات درمانی بهطور کامل فراهم نشده است. بنابراین، گام نخست پیش از مداوای بیماران، اصلاح و بازسازی نظام بیمههای درمانی خواهد بود. متأسفانه امروز مراکز درمانی در همکاری با شرکتهای بیمه یکسان عمل نمیکنند و هرکدام طرف قرارداد مجموعه متفاوتی هستند. بخش مهمی از این مشکل به نحوه بازپرداخت مطالبات مراکز درمانی از سوی بیمهها بازمیگردد. اگر بتوانیم نظامی طراحی کنیم که همه مردم، فارغ از محل زندگی یا نوع بیمه، امکان استفاده از تمام مراکز درمانی را داشته باشند و خودشان محل مورد نظرشان را انتخاب کنند، نه اینکه بیمه برای آنها تعیین تکلیف کند، بخش مهمی از مشکلات موجود برطرف خواهد شد. ادامه روند فعلی ممکن است باعث شود بیماران خدمات درمانی مناسب را با تاخیر دریافت کنند و زمان دسترسی آنان به پزشک و آغاز روند درمان طولانیتر شود؛ موضوعی که درنهایت به زیان بیماران و نظام سلامت خواهد بود.
