از داغ جنایت آمریکا در آسمان خلیج فارس تا داغ وداع
به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: جنایتی که ۳۷ سال پیش در چنین روزی، آسمان خلیج فارس را به جهنمی برای ۲۹۰ مسافر بیگناه تبدیل کرد. این همزمانی، یک تصادف ساده نیست. یک شهادت تاریخی است. شهادتی که میگوید: دشمنی آمریکا با ملت ایران، نه یک حادثه، که یک روند ممتد و یک خوی ثابت است.
۱۲ تیر ۱۳۶۷، ناو وینسنس، مجهز به پیشرفتهترین سامانههای راداری، هواپیمای مسافربری ایرباس ایران را بر فراز آبهای نیلگون خلیج فارس هدف ناجوانمردانه موشک قرار داد. ۲۹۰ سرنشین، از کودک شیرخوار تا کهنسال، در شعلههای آتش سوختند. کاپیتان وینسنس، بعدها مدال افتخار دریافت کرد. رئیسجمهور وقت آمریکا، جرج بوش پدر، جملهای گفت که هنوز در گوش تاریخ زنگ میزند: «من هرگز برای آمریکا عذرخواهی نخواهم کرد.» این یعنی «جان انسانها» در قاموس واشنگتن، هیچ ارزشی ندارد، اگر آن انسانها ایرانی باشند.
حالا، ۳۷ سال بعد، درست در سالگرد این فاجعه، مقامات جهان در تهران گرد آمدهاند تا با پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی و خانواده شهیدش وداع کنند. همان آمریکایی که از عذرخواهی برای کشتن ۲۹۰ مسافر بیگناه ابا داشت، امروز در برابر صلابت و ایستادگی همان ملت، تاب مقاومت نیاورد. فرزندان همان ملت، امروز بر دوشهای خود، پیکر رهبری را تشییع میکنند که در راه ایستادگی در برابر همان قلدری جهانی، به شهادت رسید. این صحنه، یک پیام روشن دارد: ترور و تحریم، ملت ایران را به زانو درنیاورده و نخواهد آورد. اما این دشمنی، از ۱۲ تیر ۶۷ آغاز نشده بود.
۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دولت ملی دکتر مصدق با کودتایی به طراحی مستقیم CIA و MI6 سرنگون شد. مرداد ۱۳۳۲، نقطه آغاز دخالتهای پی در پی آمریکا در سرنوشت سیاسی ایران بود. ۱۲ تیر ۱۳۶۷، نقطه اوج جنایات بشردوستانهای بود که در آن، حتی مسافران یک پرواز غیرنظامی هم از خشم کور هژمونی واشنگتن در امان نماندند و در رأس همه این جنایات، ۹ اسفند ۱۴۰۴، سند تازهای از کینه بیپایان آمریکا علیه ایران ثبت شد، روزی که بار دیگر، موشکهای ساخت غرب، بیگناهانی را در خانهشان به خاک و خون کشید.
این زنجیره، تصادفی نیست. از کودتای ۳۲ تا سرنگونی هواپیمای مسافربری در ۶۷ و از آنجا تا ترور و تحریمهای دهههای اخیر، یک خط سیر مشخص دیده میشود. هدف، همواره «ملت ایران» بوده است. ملتی که جرمش، «مستقل بودن» است. ملتی که نخواسته نوکر باشد، پس باید کشته شود. این، منطق تمدنی است که دکتر یحیی ابوزکریا، «تمدن اپستین» نامیدش. تمدنی که هم کودکان را در جزیرهاش به فحشا میکشاند، هم با موشکهایش از آسمان بر سرشان آتش میریزد.
همزمانی امروز، یک تصادف تقویمی نیست. یک «آیه» است. آیهای که میگوید درست در روزی که آمریکا، بیمحابا، خون ۲۹۰ مسافر بیگناه را به دریا ریخت، امروز مقامات جهان برای عرض تسلیت به ملت ایران در سوگ رهبر شهیدش آمدهاند. این یعنی چرخه تاریخ، به سود مظلوم چرخیده است. جلاد دیروز، امروز در انزوای جهانی فرو رفته و مقتول دیروز، امروز بر قلههای عزت ایستاده است.
از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۲ تیر ۱۳۶۷ و از آن روز تا ۹ اسفند ۱۴۰۴، ماهیت واقعی آمریکا همواره همین «جنایتکاری» بوده است. این ماهیت، با لبخند دیپلماتها و وعدههای مذاکره، نه تغییر کرده، نه پنهان شده. آنها که امروز به بهانه «مذاکره» صف میکشند، همانهایی هستند که ۳۷ سال پیش، به کودک شیرخوار در آسمان خلیج فارس رحم نکردند. همانهایی هستند که هنوز هم، برای جنایت ۱۲ تیر، حتی یک کلمه عذرخواهی نکردهاند.
ملت ایران، اما این جنایات را نه فراموش میکند و نه میبخشد. پیکر مطهر شهید امروز، بر دستان مردمی تشییع میشود که خاطره وینسنس، خاطره کودتای ۳۲ و خاطره ۹ اسفند را در سینه دارند. این یعنی، آمریکا ممکن است تاریخ را پاک کند، اما قلبهای ملتها، دفترخانهای است که هیچ سانسوری بر آن کارگر نیست. امروز، وقتی آفتاب ۱۲ تیر غروب کند، جهان یک بار دیگر به یاد خواهد آورد که بزرگترین تروریست جهان کیست و بزرگترین قربانی ترور کیست.
