اهمیت تشییع رهبر شهید در پاسخ به داعیهداران علوم انسانی
به گزارش همشهری آنلاین، محمدصادق کوشکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
1-اگر کسی واقعا به معنای درست کلمه روشنفکر ایرانی باشد، این روشنفکری باید خودش را در شناخت جامعه نشان دهد. کسی که داعیهدار روشنفکری ایرانی است اما در فهم جامعه و مردمش عاجز است در روشنفکر بودن و حتی ایرانی بودن خودش باید تردید کند. امکان ندارد کسی روشنفکر و ایرانی به معنای واقعی کلمه باشد و در دو دهه اخیر این گزاره از او صادر شده باشد که «جمهوری اسلامی در بین مردم مشروعیت ندارد!». در برهههای حساس و بحرانی نظیر آشوبهای سال 88، 96، 98، 401 و 404 ما شاهد مشروعیت و مقبولیت نظام جمهوری اسلامی ایران در بین مردم بودیم.
2-کسانی که این امر مهم را در طول این سالها ندیدهاند یا در پی انکار آن برآمدند در اصل چشم دیدن این مقبولیت و مشروعیت نظام را نداشتند. همواره در بحرانها و آشوبها خیل کثیری از حامیان انقلاب و جمهوری اسلامی با حضور خود نشان دادند که مقبولیت و مشروعیت نظام بین بخش قابل توجهی از مردم کشور پذیرفته شده است. 9 دی سال 1388 یکی از نمونههای آن است.
3-روشنفکرانی که در طول این سالها نخواستند مقبولیت جمهوری اسلامی را درک و آن را بازگو کنند، در اصل یک روشنفکرِ حاضر در علوم انسانیِ حقیقی نبودند، بلکه تنها مترجمینی هستند با چشمان بسته که هرآنچه که در آنسوی مرزها مطرح میشود را با تأخیر چند دههای برای مردم ترجمه مینمایند. ما اگر علومانسانی ایرانی داشته باشیم، این علوم با واقعیتهای جامعه پیوند خورده، آن را درک میکند و همزمان با جامعه رشد مینماید. روشنفکری که علوم انسانی را ترجمهطوطیوار نمیداند، نسبت به وقایع چند روز گذشته که مربوط به تشییع رهبر شهید ایران بود اصلا و ابدا شگفتزده نمیشود. آن دسته از عالمان جامعهشناسی، سیاست و مردمشناسی که ایرانی هستند و در عین حال روشهای تولید گزاره علمی در علومانسانی را آموختهاند و با جامعه ایرانی متصل هستند، از رخداد حضور میلیونی در تشییع دچار حیرت نمیشوند بلکه اساسا از مردم چنین توقعی دارند. از این رو باید بین یک روشنفکرِ ایرانی در حوزه علوم انسانی که قابلیت فهم و درک جامعه را دارد یا یک مترجم صرف متون لاتین تفاوت و تمایز قائل شد.
