بعد از تو

اکنون فرداست
بعداز توست
☆☆☆☆☆
روایت 
مدام باز می گردد و از پشت سر  
ترا نگاه
دوباره می کند 
دور می شوی و  نزدیکترمی 
در دلمی
 ★★★☆☆
به علف زیر پا می نگرم و
گریه ام می گیرد 
به ستاره ای که دیگر تویی
می نگرم و
گریه ام می گیرد.
بنفشه های گرد آمده کنار آب روان
ازمیان علف ها و گلهای بی نام 
دست در گردن و 
سر در گریبان 
چشم معبر خزان و 
ابر باران یک جهان دارد 
☆☆☆☆
سرنوشت های شبیه
شباهت های مبرهن 
پسرانی شبیه پدران 
عجیب  نابینایی ماست
ورنه نعل کوب اسبان و
نعل کوب بمباران 
شاهدی عینی است. 
☆☆☆☆
درین دم بر تو چه  گذشته بود 
در خیابان کشور دوست؟ 
وقتی که چون رویایی پس از تو
  ازمردم مبعوث با ما
 سخن میگفتی 
کنون   
آن ساعت است که کاروان 
به کربلا نه، 
 رسید به قصر بنی مقاتل و 
شبانه بسوی عشق راند
خوابواره ای بر قاچ زین و
 او می شنود: 
منادیاً ینادی….: 
این کاروان شتابان و
آن رؤیای سایه سان و
آن مرگ نگاه بان، بدنبال شان
 سر برنهاده دوان 
☆☆☆☆☆
با اینهمه  هراس 
هراسان بود
ز ایمان شان
 که خورشیدها بر می انگیخت 
درظلمات زمین 
از آسمان دل 
از ژرفنای کهکشان هستستان
تا سپیده دم تابان پیشاروی جهان 
پیشرو کنونیان و پسینیان… 
وسر بر داشت و 
 زمزمه کرد یعسوب دین:
ا نّا لله و انّا الیه راجعون   
والحمدلله رب العالمین 
وتا انتها راه
او  یک عبد هیچ بود
ایستاده به درگاه انا لله
غرق در نگاه انا الیه راجعون 
و صحنه  سراسر سرخ شد 
وجهان غرق کینجنون ترین جنون 
فصل  ،  فصل رستخیز خون
و آه، خوبگزار شد
 پرسید ماه
ماه جوان 
 ما مگر بیگناهان جهان نبوده ایم 
مگر  خدا  نیست     حق با ما
پس  آغوش شادمان بگشاییم 
به قتلگاه. 
 ☆☆☆☆☆
کاروان رسید
به سرزمین ده روز مانده به ذبح عظیم  و ماجراها داشت کربلا در لابلای بلا
قالوا بلی ها داشت کربلا 
  معشوقی معبود
با  عاشقی  عبد
عبدالله
عندالله
کدام عاشق بود و کی معشوق بود 
ماجرا، غوغای ابدی ی بود  بود
 عاشق و معشوق و  عشق
 خود او بود
و او برون افتادگی  هو بود
و هو هیچ هرچیز بود 
عبوری به فراسوی نام ها و وصف ها
و حسین
حسین 
همه نام های عاشق بود
همه اوصاف معشوق 
جز هو 
همه ی اوهای او  بود
بودابودِ بودو زمزمه می کرد: 
الحمد لله رب العالمین 
☆☆☆☆
شدن کربلا
شدن های بود و نبود بود
سقیفه ای از دخان و دودِ دود 
پهلویی کبود و
 شدنی عاشورا 
خدا را محتشم با ما بخوان از: باز این چه شورش است ،  باز این چه رستخیز عظیم است بی نفخ صور،  با ما  بخوان از آن صبح تیره و از کار در هم جهان،  آشوب درتمامی ذرات عالم و رسخیز عام،  از کشتی شکسته ی طوفان کربلا، ازخاک خون تپیده ی میدان کربلا،  از آن دمی که مضایقه کردند کوفیان از آب و،  دیو و دد سیراب و فریاد العطش  در بیابان کربلا؟  با ما بخوان از آن دمی که رو به خیمه آورد لشکر دشمن، از حرم، فغان بر خاست و ازگوشه چشم  ، جان حسین پاره پاره پر کشید،  بپاخاست، تکیه داده به شمشیر و کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی، این خرگه بلند ستون، بیستون شدی، کاش گوی زمین  در سکون شدی، جان جهانیان از تن برون شدی، از آه جهان سوز  اهل بیت  ، آتش به خرمن گردون دون  شدی.کاش عالم غرقه ی دریای خون شدی. با ما بخوان محتشم
☆☆☆☆☆
شد ماجرا شروع زسقیفه نشد تمام، شد ضربه ای که بر سرشیر خدا زدند شدمیخ  آن دری که به پهلوی خیرالنساء زدند.شد آتشی ز سوده ی الماس، بر جگر مجتبی زدند تا پرده دری  بی حیایی اعدا رسید  عرش، چون  اهل حرم دریده گریبان، گشوده موی پریشان  ، فریاد بر درگه ی کبریا ردند
آه  محتشم  باما بخوان   از
لا یوم کیومک یا ابا عبدالله
روزی که از ازل  گشت و گشت
تا  گشت همه  زمین، زمین   کربلا و
گشت تمام روزها عاشورا
حالیا 
روایت عاشورا 
نهان 
در نطفه های پاکزا 
جاری شده ست
تا ۱۴۴۷ سال بعد 
☆☆☆☆
 کاش  تکه تکه  می شدم هرگز نمی دیدم  رمضانی عاشورا،  عاشورایی رمضان
 هم از راه می رسد
 ومن می سرایم خون تازه ترا
که از آن می تابد 
عشقی اربا اربا
کربلا
☆☆☆☆☆☆
 بعد از تو  اشیاء و چشم 
 مصیبتی شدند  : 
به علف زیر پا  
نگاه که می کنم  گریه ام می گیرد
و ستاره که تویی 
گریه ام می گیرد  
بنفشه های گردآمده کنار  آب روان
 از میان علفها وگلهای بی نام 
دست درگردن هم سردر گریبان 
 گریه ام می گیرد 
دوبچه گربه اتفاقی
 تنها باچشمانی 
درخرابه های یک بمباران  
شاید بامادری که هیچگاه باز نگشت.

امشب باران لاهیجان 
 مجنون می بارد 
بار، بار،  بارابار ببار 
آبشار چشم 
آبشار و چشمشار و 
غمی هندجگر خوار
وماه
ماه
ماه

ماه درمحاق
و تمام شب 
از ماه غائب گریه ام می گیرد
☆☆☆☆☆
تو نیستی؟ 
پس  دم و بازدم 
در ذرات هوا 
چه کس را فاش  می کند دمادم
پس در صدای باد 
و غریو سهمناک تندر و توفان 
کیست می غرد بر ظلمات هر دم؟ 
این همه تو در سراسر زمین 
جاری در خیابانهای نیویورک و برلین 
روان در خیابان های استانبول و پاریس
در رم در آمسترد

ام در لندن
در مادرید، در وین در درسدن  
این همه تو 
در ابرو آفتاب 
در شبان و روزان
پس کیست
اگر تو نیستی 
آقای من سیدعلی آقای ارباً اربا 
☆☆☆☆☆
چقدر رنگ و بوی  او را گرفته ای 
عاشقان به معشوق می روند 
منجی یاس ها و ماگنولیا 
مرغان دریایی و گل های صحرایی
منجی زمان و
 زمین  و
 آن چه در محبس ضاقت الارض
گرفتار ست 
قلب های گرفتار
سپیده های گرفتار
رؤیاهای گرفتار
چشم های چشم براه
زمینی نگاه 
زمینی نگران
فی مشارقها  و مغاربها
برها و بحرها 
سهلها و جبلها 
سلام به آن که سلام 
 رو به او پر می کشد
به سمت  عشق 
عشقی ماهان کامل 
یریدالله
لیذهب عنکم الرجس اهل البیت 
و یطهرّکم تطهیرا
و گسترد در دلت 
از اللهم وال من والاه 
و عادمن عاداه 
تا اللهم عجل لولیک الفرج…. 
☆☆☆☆☆
روزهای کربلاست و
به لابلای   عاشورا 
برای تو ای فرزند قتیل العبرات
 اشکها جاری است آقای من
تو که با زیارت ناحیه مقدسه
هم اکنون هم شانه هایت 
در باران بی قرار می لرزد
وبا هر سلام  از آدم  تا خاتم 
ضجه می کنند پیامبران  
 از خونی  که تازه  است و
 زیر هر سنگ و  در آسمان جاریست. 
☆☆☆☆
ازشیث تا روح الله صف بی پایان رسولان 
زاده پرتو های تابان سرور تو ست (عج) 
امیدگاه سرورهای چهارده گانه
 باشندگانی ماه
 اختران شب تاریک دیجور  
که گرد آمده اند درگوهر  جان آخرین ماه
جواهر جان  انبیاء 
در روح مولا
 آن که می تابد سرا پا هوست 
هوهوست و 
تو عاشقانه نجوا میکردی رازی را
 که شاهدش بودی و از پیش شهیدش شدی وزمزمه می کردی : 
 مولای من! 

تویی مجمع الکواکب انوار رسولان
القائم  لله  بحجته ی ادریس
تابشی از توست.
 المجاب فی دعوته ی نوح 
 المدود من الله بمعونته ی هود 
توجه الله بکرامته ی صالح 
وحباه الله بخلته ی ابراهیم از توست . 
و فداه الله بذبح عظیم  من جنته 
چه کس بود جز حسین    
 یابن رسول الله 
که خدا انوار نبوت را در ذریه حبیب الله گرد اورد
 میراث اسحق  و بازگشت چشمان یعقوب، نجات یوسف از چاه  وشکافت نیل برای موسی، مقام هارون و یاری شعیب  و ترا خدا توبه پذیر کرد، تاب الله بر داوود را وهمه آنچه که به سلیمان بخشید  ذلت له الجن بعزته و به ایوب و یونس و عزیر و زکریا و  یحیی و عیسی، و از ادم تا خاتم. ای عصاره ی  محمد و خدیجه الغراء، ای جان  علی و فاطمه  و حسن و حسین
زادگان همان نخستین  قالوا بلی
☆☆☆☆☆
 این آقای  توست سید علی آقا 
  می بیند و می گرید و  غرق دریای اشک با او می بینی و میگریی و می خوانی و
می باری: 
السّلام علی ابن سدره المنتهی،
سلام بر فرزند جنته المأوی، سلام بر پسر زمزم  وصفا،سلام بر المرمل بالدماء،  سلام بر آن خیمه های هتک شده   سلام  برپنجمین از اصحاب اهل الکساء، سلام بر غریب الغرباء.بر شهید الشهداء،قتیل الادعیاء ، بر ساکن کربلاء، سلام بر آن که فرشتگان آسمان بر او گریستند..
☆☆☆☆☆
آقای من  عاشق به معشوق می رود، زاده پاک  به  زاینده رود  پاک ، پسر بسان پدر، وتو سید علی  سلامهای مقدسشان  ترا  در بر می گیرد بر تومی تابد و هر روز شبیه وشبیه تر تویی به پدر  : سلام بر جایگاه نزول  البراهین،  بر ائمه السادات، برگریبان های دریده، بر لبان خشکیده، بر نفوس ریشه کن شده

بعد ۱۴۴۶ سال اکنون اربا اربا
 چون  جدش در عاشورا  
که همه عمر سوی تو پر کشید و اکنون  : غرق لقاء الله! 
خونی شد رستاخیز  جاری از پیکر پاره پاره اش   تا ساعت کربلا،  تابش خون پدر،  سیدالشهدا 
که هرشب  و روز بر دمادم آن قتیل العبرات 
گریان بود. 
☆☆☆☆
ماه نگران می بارد و 
 کربلاست  هنوز زمین  
کاروان رسیده
 قرن ها پیش آمده 
ایرانی عاشورایی پرورده 
وما هفتاد و دو نفر نیستیم 
 ملتی حسینی 
از کربلا گذشته ایم
به  نزدیکی های قله رسیده ایم 
با پرچم مشتهای گره کرده ات
به سوی موعود عج روانیم 
با این همه گوش به فرمان توایم 
فرزند حسین 
منتقم! 
تنها ترا داریم
تنها به تو اعتمادمی کنیم 
در لابلای دقیقه ها به دنبال تومی گردیم
نبطیه روزانه  بمباران می شود 
تا غزه تکرار شود. 
وجنوب لبنان  حذف گردد 
 شروع کرده اند دکل های ما را
 لبنانیزه کنند 
تا فردا جنوب را اشغال 
 ایران  به وقت شاماشام
و سازشکاران دست روی دست….. 
اما شما شتری در خواب پنبه دانه اید

هر گز  بیدار نمی شوید و
مردم مبعوث دوزخ تان خواهندشد
ما تنها منتظر صدای آن منتظر منتظری هستیم که نامش نایب امام  زمان عج است.  
ما 
 بزدلان ترسان ازجنگ را 
طرد خواهیم کرد
جان های مردم ما،  
بازیچه های بازی  تفاهمنامه های پوچ نیست
تا لبخند بزنید و ذلت بخرید 
   برای روح تسلیم  
و آغوش گرفتن  شیاطین 
دسته دسته کودکان و 
زنان و مردان جوان ما فردا
 قربانی  اهوا و لبخند های تان شوند 
بهای این دست بر دست نهادن تان 
را چه کس میپردازد؟ 
بهای این رهایی دیو از بند 
این پر شدن انبارهای نفت 
این مجال طراحی  نو کشتار
این فرصت گرد آوردن سگان صهیونی
این تنفس  مصنوعی شیطان
را چه کس می پردازد 
تمام کنید این نقشه شوم ترلزل را
با مردم برانگیخته در خبابان  
دوباره با یا علی دم بگیر 
با یا حسین جان دمادم بگیر 
با یاد مهدی پرچم رزم را  بالا 
تنگه را محکم بگیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *