تاب‌آوری؛ فضیلتی که نباید جای سیاست‌گذاری را بگیرد

در روان‌شناسی، تاب‌آوری به‌معنای تحمل نامحدود فشار نیست. تاب‌آوری مجموعه فرایندها و منابعی است که به فرد یا جامعه امکان می‌دهد در مواجهه با دشواری، کارکرد خود را حفظ کند و پس از بحران آن‌را بازیابی کند. بنابراین فرد تاب‌آور کسی نیست که آسیب نمی‌بیند یا هر شرایطی را می‌پذیرد؛ بلکه کسی است که منابع کافی برای سازگاری و بازسازی در اختیار دارد.

از همین‌رو، تاب‌آوری را نباید با تحمل یکی دانست. ممکن است فردی سال‌ها در شرایط دشوار زندگی کند و همچنان به کار و زندگی ادامه دهد، اما هم‌زمان فرسوده شود، افق آینده‌اش کوتاه‌تر شود و بخش فزاینده‌ای از انرژی روانی‌اش صرف کنارآمدن با نااطمینانی شود. ادامه‌دادن زندگی، به‌تنهایی، نشانه سلامت نیست.

این مسئله در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. جنگ فقط یک رُخداد نظامی نیست؛ تهدید، فقدان، اختلال در زندگی روزمره و نااطمینانی را افزایش می‌دهد. وقتی این فشار بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود افزوده می‌شود، خطر فقط یک بحران تازه نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی ظرفیت‌های سازگاری جامعه است.

شرایط کنونی ایران البته پیچیده‌تر است، زیرا همه‌ی عوامل بحران در اختیار تصمیم‌گیران داخلی نیست. محاصره‌ی اقتصادی، تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی، از جمله اصرار بر تحمیل خواسته‌هایی که از نگاه بسیاری از ایرانیان نزدیک به تسلیم کامل تلقی می‌شود، بخشی از فضای کنونی را شکل داده است. در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت همه‌ی متغیرها در اختیار سیاست‌گذاران داخلی باشد.

اما همین واقعیت، اهمیت وضعیت روانی جامعه را بیشتر می‌کند. وقتی بخش مهمی از عوامل تهدیدکننده‌ی زندگی خارج از کنترل فرد قرار دارد، حفظ احساس عاملیت اهمیت پیدا می‌کند. انسان باید بتواند دست‌کم بخشی از زندگی خود را همچنان قابل مدیریت تجربه کند؛ از روابط خانوادگی و مراقبت از فرزندان و سالمندان گرفته تا کار، نظم روزمره و تصمیم‌هایی که در محدوده‌ی امکانات او قرار دارند. در این میان، تنظیم مصرف اخبار نیز اهمیت دارد. آگاهی از تحولات ضروری است، اما دنبال‌کردن مداوم خبرها و شبکه‌های اجتماعی لزوماً احساس کنترل را افزایش نمی‌دهد و گاهی فقط سیستم هشدار روانی را دائماً فعال نگه می‌دارد. دریافت اطلاعات از منابع قابل اعتماد و در زمان‌های مشخص می‌تواند به حفظ ظرفیت ذهنی برای تصمیم‌گیری کمک کند.

همچنین باید واکنش‌های طبیعی به شرایط غیرطبیعی را به رسمیت شناخت. ترس، خشم، غم و خستگی در شرایط جنگ و نااطمینانی لزوماً نشانه‌ی اختلال روانی نیستند. سلامت روان به‌معنای حذف اضطراب نیست؛ به‌معنای آن است که بتوانیم با وجود اضطراب، همچنان فکر کنیم، ارتباط برقرار کنیم، تصمیم بگیریم و زندگی کنیم.

در چنین شرایطی، حمایت اجتماعی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. حفظ ارتباط با خانواده و دوستان، توجه به افراد تنها یا آسیب‌پذیر و حفظ بخش‌هایی از زندگی عادی، منابع واقعی مقابله با فشار روانی‌اند. جامعه‌ی تاب‌آور جامعه‌ای نیست که افراد آن به‌تنهایی قوی‌اند؛ جامعه‌ای است که افراد آن هنگام فشار می‌توانند به یکدیگر تکیه کنند.

بااین‌حال، تاب‌آوری مردم نباید جای سیاست‌گذاری را بگیرد. روان‌شناس می‌تواند به فرد کمک کند اضطرابش را تنظیم کند، اما نمی‌تواند جنگ را پایان دهد؛ می‌تواند به خانواده کمک کند با نااطمینانی کنار بیاید، اما نمی‌تواند مشکلات ساختاری اقتصاد را حل کند.

اگر قرار است از مردم انتظار تاب‌آوری داشته باشیم، باید هم‌زمان از منابعی که این تاب‌آوری از آن‌ها تغذیه می‌کند نیز محافظت کنیم: امنیت، حمایت اجتماعی، پیش‌بینی‌پذیری و امکان داشتن تصویری از آینده.

مردم ایران ممکن است ظرفیت بالایی برای سازگاری با دشواری داشته باشند؛ اما این ظرفیت سرمایه‌ای روانی و اجتماعی است، نه منبعی نامحدود برای جبران بحران‌ها.

یادمان باشد: تاب‌آوری فضیلتی برای عبور از بحران است، نه دلیلی برای پذیرفتن دائمی آن.

*روان‌شناس

۴۷۴۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *