ترامپ در حسرت هرمز
این حملات که بهگفته منابع آمریکایی سومین مرحله از عملیات نظامی واشنگتن علیه ایران پس از تفاهم اسلامآباد محسوب میشود، مناطقی در استانهای هرمزگان و بوشهر را هدف قرار داد. همزمان گزارشهایی از وقوع انفجار در بندرعباس، سیریک، کنگان، دیر و عسلویه منتشر شد؛ حملاتی که از نگاه تهران، نقض آشکار تعهدات پذیرفتهشده از سوی آمریکا و عبور از خطوط توافقی بود که قرار بود زمینه کاهش تنشها را فراهم کند.
در همان حال که مقامات آمریکایی مدعی بودند این عملیات در واکنش به برخی تحولات و اقدامات ایران در تنگه هرمز و در مخالفت با کریدور آمریکایی-عمانی انجام شده است، مقامات نظامی ایران با یادآوری سابقه بدعهدی واشنگتن در روزهای بعد از امضای توافقنامه اسلامآباد، تاکید کردند که حملات جدید آمریکا عملا تفاهم اسلامآباد را بیاعتبار کرده و نشان داده آتشبس موجود دیگر از پشتوانه عملی برخوردار نیست.
تنها چند ساعت پس از حملات آمریکا، پاسخ محکم غیورمردان ارتش و سپاه آغاز شد. نیروی دریایی سپاه از توقف چند شناور متخلف در تنگه هرمز و اعمال محدودیت کامل بر تردد دریایی در این آبراه راهبردی خبر داد. در ادامه، مجموعهای از حملات موشکی و پهپادی علیه تاسیسات و پایگاههای نظامی آمریکا در نقاط مختلف منطقه به اجرا درآمد؛ حملاتی که دامنه آن از اردن و قطر تا کویت، بحرین، امارات و حتی عمان گسترش یافت.
براساس بیانیههای رسمی منتشرشده از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، پایگاه هوایی پرنس حسن در اردن، پایگاه راهبردی العدید در قطر، مراکز لجستیکی و سوخترسانی ناوهای آمریکایی در بندر دُقم عمان، سامانههای پاتریوت و مراکز راداری آمریکا در کویت و همچنین برخی زیرساختهای ارتباطی و نظامی مرتبط با نیروهای آمریکایی در بحرین هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند. همزمان، چندین کشور عربی منطقه از فعالشدن سامانههای پدافند هوایی، شنیدهشدن صدای انفجار و مقابله با تهدیدات موشکی و پهپادی خبر دادند؛ رخدادی که نشان میدهد دامنه تنش از مرزهای ایران فراتر رفته و بخش مهمی از جغرافیای امنیتی خلیجفارس را درگیر کرده است.
اما شاید مهمترین تحول این دور از بحران، بازگشت دوباره تنگه هرمز به مرکز معادلات امنیتی منطقه باشد. نهادهای مسئول مدیریت آبراه نیز اعلام کرد که تردد از این گذرگاه راهبردی در شرایط کنونی امکانپذیر نیست؛ تصمیمی که میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه نظامی داشته باشد و مستقیما بازارهای انرژی، تجارت جهانی و امنیت دریانوردی بینالمللی را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی پرسش اصلی آن است که چرا آمریکا پس از ماهها درگیری، مذاکره، تهدید و توافق، بار دیگر به گزینه نظامی بازگشته است و این بازگشت چهمعنایی برای آینده بحران دارد؟
بازگشت به گزینه نظامی؛ اعترافی ناخواسته به ناکامی
واقعیت این است که طی بیش از چهارماه گذشته تقریبا تمامی ابزارهای فشار علیه ایران بهکار گرفته شد. در این مدت واشنگتن کوشید موضوع هرمز را از اختلافی میان ایران و آمریکا به یک بحران بینالمللی تبدیل کند. تلاش برای شکلدهی ائتلافهای دریایی، رایزنیهای گسترده با اعضای ناتو، فشار بر دولتهای عربی منطقه و استفاده از ظرفیت رسانههای غربی برای القای هزینههای جهانی انسداد تنگه هرمز، همگی بخشی از این راهبرد بودند. با این حال نتیجه نهایی با آنچه در واشنگتن انتظار میرفت فاصله زیادی داشت.
برای آمریکا، مساله تنها بازگشایی یک مسیر دریایی نیست. تنگه هرمز در این بحران به نمادی از اعتبار راهبردی ایالات متحده تبدیل شده است. قدرت دریایی آمریکا طی دهههای گذشته بر این اصل استوار بوده که ناوگان این کشور قادر است در هر نقطهای از جهان آزادانه حضور پیدا کند و امنیت خطوط کشتیرانی را تضمین نماید. از این منظر، استمرار وضعیتی که در آن آمریکا نتواند شرایط مورد نظر خود را در یکی از مهمترین آبراههای جهان برقرار کند، ضربهای به تصویر ابرقدرتی واشنگتن محسوب میشود. شاید به همین دلیل بود که پس از ناکامی ابزارهای سخت، مسیر دیپلماسی فعال شد و تفاهم اسلامآباد شکل گرفت. تفاهمی که در آن، مجموعهای از وعدههای سیاسی و اقتصادی برای ایران مطرح شد؛ از آزادسازی داراییها گرفته تا تسهیل فروش نفت، کاهش فشارهای اقتصادی و ارائه مجموعهای از تعهدات برای مدیریت تنشهای منطقهای. در نگاه آمریکا، این بسته میتوانست همان «هویج» باشد؛ مشوقی که تهران را به تجدیدنظر در سیاست خود درباره هرمز ترغیب کند. از نگاه ایران، تفاهم اسلامآباد قرار نبود بهمعنای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ باشد؛ بلکه قرار بود چارچوبی جدید برای مدیریت امنیت منطقه ایجاد کند. بههمین دلیل، هنگامی که واشنگتن دریافت، وعدههای توخالی اقتصادی و سیاسی نیز نتوانسته تغییری در موضع تهران ایجاد کند، بار دیگر به همان نقطهای بازگشت که بحران از آن آغاز شده بود؛ یعنی استفاده از نیروی نظامی برای تغییر موازنه میدانی.
هرمز؛ نقطهای که تهران حاضر به معامله بر سر آن نیست
واکنش ایران به حملات اخیر نشان داد که تصمیمگیران در تهران، رخدادهای اخیر را صرفا یک تجاوز محدود نظامی تلقی نمیکنند، بلکه آن را تلاشی برای تغییر قواعد حاکم بر هرمز میدانند. به همین دلیل پاسخ ایران نیز فراتر از یک واکنش نمادین طراحی شد. فهرست اهدافی که در بیانیههای رسمی سپاه و ارتش اعلام شد، خود گویای این واقعیت است. از اردن تا قطر، از کویت تا بحرین و از امارات تا عمان، تقریبا تمامی نقاط اتکای عملیاتی آمریکا در پیرامون خلیجفارس در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند. برای نخستینبار برخی از اهدافی مورد حمله قرار گرفتند که در ماههای گذشته تلاش کرده بودند نقش میانجی یا تسهیلکننده را در روند کاهش تنشها ایفا کنند. حمله به تاسیسات مرتبط با آمریکا در عمان، هدف قرارگرفتن پایگاه العدید در قطر و تداوم حملات علیه زیرساختهای مورد استفاده آمریکا در امارات، حامل این پیام بود که در نگاه تهران، مساله هرمز از سطح ملاحظات اقتصادی و وعدههای سیاسی فراتر رفته و به حوزهای مرتبط با امنیت ملی و حاکمیت راهبردی کشور تبدیل شده است. برداشت غالب در تهران این است که امتیاز راهبردی حاصل از تثبیت قواعد جدید در تنگه هرمز، ارزشی بهمراتب بیشتر از وعدههای کوتاهمدت اقتصادی دارد؛ موضوعی که سبب شده جمهوری اسلامی حاضر نباشد این پرونده را در قالب معاملهای سیاسی نابرابر با آمریکا حلوفصل کند. از سوی دیگر، زمان نیز به عاملی مهم در محاسبات طرفین تبدیل شده است. در واشنگتن، دولت ترامپ با مجموعهای از چالشهای داخلی و خارجی روبهرو است و طولانیشدن بحران هرمز میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی بیشتری بر دوش کاخ سفید بگذارد. در مقابل، تهران تلاش میکند این پیام را منتقل کند که نهتنها با فشارهای جدید عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه در صورت تداوم اقدامات آمریکا، دامنه پاسخها نیز میتواند گسترش یابد.
آنچه امروز در خلیجفارس جریان دارد، رقابتی بر سر تعریف قواعد جدید قدرت و بازدارندگی در منطقه است. آمریکا تلاش میکند وضعیتی را که پیش از جنگ وجود داشت احیا کند، اما ایران با واکنش روزهای اخیر نشان داد ترتیبات امنیتی منطقه وارد مرحله جدیدی شده است.
دکتر قالیباف: دوران توافقات یک طرفه تمام شد
دکتر محمد باقر قالیباف دیروز در حساب کاربری خود در ایکس نوشت: دوران توافقات یکطرفه به پایان رسیده است. به شما گفته بودیم که به قول و تعهداتتان عمل کنید وگرنه باید بهایش را بپردازید. حالا باید با واقعیت روبهرو شوید. رئیس تیم مذاکره کننده کشورمان همچنین بخشی از بند پنجم تفاهمنامه ۱۴بندی را که در آن بر بازگشایی تنگه هرمز با رعایت «ترتیبات ایرانی» تاکید شده است، در ضمیمه توییت خود منتشر کرد.
