جادوگری در مغولستان؛ چرا تاریخ ایران بیشتر الهامبخش دیگران است تا تولیدات داخلی؟
به گزارش ایده روز؛ انیمه «جادوگری در مغولستان» روایتی تاریخی از واپسین سالهای حکومت خوارزمشاهیان بر ایران ارائه میدهد؛ دورهای که با هجوم مغولان و دگرگونیهای بزرگ سیاسی و اجتماعی همراه بود. در مرکز این داستان، دختری ایرانی به نام ستاره قرار دارد؛ دختری که در شهر توس به عنوان کنیز وارد خانوادهای اهل ادب میشود، فرصت آموختن پیدا میکند، اما در ادامه، مسیر زندگیاش با ورود مغولان به شکلی ناگهانی تغییر میکند.
اسارت ستاره، او را به دربار سرقویتی بیگی، عروس چنگیزخان و مادر هلاکوخان، میرساند؛ شخصیتی تاریخی که در این روایت، به یکی از محورهای مهم قدرت و بقا تبدیل میشود. در چنین بستری، ستاره ناچار است تصمیمهایی دشوار بگیرد؛ تصمیمهایی که سرنوشت او را در میانه جنگ، جابهجایی قدرت و تقابل فرهنگها رقم میزنند.
اقتباسی از یک مانگای تحسینشده
این اثر اقتباسی از مانگای «جادوگر» نوشته تومیتو سوپ (Tomato Soup) است؛ هنرمندی که پیشتر نیز با اثر Dampier’s Delicious Adventure توانایی خود را در بازسازی دقیق فضاهای تاریخی نشان داده بود. مانگای A Witch in Mongolia از سپتامبر ۲۰۲۱ در مجله دیجیتال Souffle متعلق به انتشارات Akita Shoten منتشر شد و خیلی زود به دلیل زاویه نگاه متفاوتش به قدرت، دانش و تجربه زیسته زنان در قرون وسطی مورد توجه قرار گرفت. نکته مهم در کار تومیتو سوپ، نگاه انسانی و زنمحور به تاریخ است؛ رویکردی که باعث شده روایت او صرفا بازگویی یک برهه تاریخی نباشد، بلکه تلاشی برای بازخوانی خشونت، بقا و مناسبات قدرت از زاویهای کمتر دیدهشده باشد.
نائوکو یامادا و امضای احساسی یک کارگردان شناختهشده
بر اهمیت این انیمه، حضور نائوکو یامادا به عنوان کارگردان ارشد نیز افزوده است. یامادا که با آثاری، چون A Silent Voice و The Heike Story شناخته میشود، در خلق لحظههای عاطفی، نمایش لایههای درونی شخصیتها و ساختن فضایی بصری با جزئیات شاعرانه مهارت ویژهای دارد. همین ویژگیها در انیمه جادوگری در مغولستان نیز دیده میشود؛ اثری که اگرچه در ژانر درام تاریخی قرار میگیرد، اما لایههایی از روانشناسی و سیاست را نیز در خود جای داده است. نتیجه، روایتی است که هم به تاریخ تکیه دارد و هم به تجربه انسانی شخصیتهایش.
بازنمایی ایران در قاب یک انیمه آوانگارد
یکی از مهمترین ویژگیهای جادوگری در مغولستان، توجه آن به عناصر فرهنگی و زیباییشناختی ایران است. از طراحیهایی که یادآور هنر مینیاتور ایرانی هستند تا فضاسازیهایی که با الهام از الگوهای بصری و موسیقایی ایرانی شکل گرفتهاند، همگی نشان میدهند که سازندگان اثر تلاش کردهاند هویت ایرانی را به شکلی محسوس وارد جهان روایت کنند. در این میان، نقش استودیو ساینس سارو نیز قابل توجه است؛ استودیویی که به تجربهگرایی و خلق آثار متفاوت شهرت دارد و در این پروژه نیز همان امضای آوانگارد خود را حفظ کرده است. برای مخاطب ایرانی، این مسئله تنها یک انتخاب هنری نیست، بلکه نوعی بازشناسی فرهنگ ایرانی در رسانهای جهانی به شمار میرود.
چرا تاریخ و اسطورههای ایرانی بیشتر در آثار خارجی دیده میشوند؟
انتشار چنین اثری، پرسشی قدیمی را دوباره مطرح میکند: چرا داستانها، شخصیتها و نمادهایی با ریشه در فرهنگ و تاریخ ایران، بیشتر در آثار غربی و شرقی بازتاب پیدا میکنند تا در تولیدات داخلی؟
نمونههای این مسئله کم نیستند. از روایتهایی در آثار مشهور جهانی که شباهتهایی با داستانها و وقایع تاریخی ایران دارند تا استفاده از شخصیتهای تاریخی و افسانهای ایرانی در برخی آثار انیمه و نمایشی شرق آسیا، همگی نشان میدهند که میراث روایی ایران همچنان برای دیگران جذاب و الهامبخش است.
با این حال، در داخل کشور با وجود چنین گنجینهای از قصهها، شخصیتها و رخدادهای تاریخی، هنوز سرمایهگذاری منسجم و مداومی برای تبدیل این ظرفیتها به آثار نمایشی جریانساز دیده نمیشود؛ آن هم در شرایطی که تجربههای موفق پیشین، امکان اثرگذاری این مسیر را ثابت کردهاند.
تجربههای موفق داخلی؛ از «پهلوانان» تا «شکرستان»
اگر قرار باشد نمونهای روشن از ظرفیت بالای روایتهای بومی در جذب مخاطب معرفی شود، مجموعه «پهلوانان» یکی از مهمترین مثالهاست. این مجموعه نشان داد که یک اثر ریشهدار در فرهنگ و تاریخ ایران، اگر با پرداخت درست و شخصیتپردازی مناسب ساخته شود، میتواند در ذهن مخاطب ماندگار بماند و حتی سالها بعد نیز در حافظه جمعی و فضای مجازی به حیات خود ادامه دهد.
آثار دیگری مانند شکرستان و خداوند لکلکها را دوست دارد نیز از جمله نمونههایی هستند که توانستهاند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. با این حال، مشکل اصلی آنجاست که بسیاری از این آثار، پس از رسیدن به موفقیت اولیه، در همان نقطه متوقف میشوند و به توسعه جهان روایی خود فکر نمیکنند.
جای خالی تولید مشترک در انیمیشن ایرانی
پرسش مهم دیگر این است که چرا با وجود این حجم از مواد اولیه فرهنگی و تاریخی، هنوز تولید مشترک قابل توجهی در حوزه انیمیشن میان ایران و دیگر کشورها شکل نگرفته است؟
گاهی تصور میشود تولید مشترک تنها زمانی ضرورت پیدا میکند که یک کشور از نظر فنی یا صنعتی دچار ضعف باشد، در حالی که واقعیت چیز دیگری است. بخش مهمی از مزایای تولید مشترک انیمیشن، نه فقط در ارتقای کیفیت، بلکه در معرفی فرهنگ، تاریخ و روایتهای بومی به مخاطبان جهانی نهفته است.
چنین مسیری میتواند در ادامه، به توسعه بازارهای فرهنگی، افزایش دیدهشدن بینالمللی و حتی جذب گردشگر منجر شود. به همین دلیل، تولید مشترک را باید بخشی از دیپلماسی فرهنگی دانست؛ ابزاری که هنوز در صنعت انیمیشن ایران آنگونه که باید جدی گرفته نشده است.
موفقیت یک اثر، پایان راه نیست
مسئله دیگری که در بررسی وضعیت تولیدات داخلی باید به آن توجه کرد، نگاه کوتاهمدت به موفقیت آثار است. در بسیاری از نمونههای جهانی، زمانی که یک اثر موفق میشود و با مخاطب ارتباط برقرار میکند، تازه مرحله اصلی آغاز میشود؛ مرحلهای که در آن، سازندگان به سراغ دنباله، اسپینآف، توسعه شخصیتها و گسترش جهان داستانی میروند.
نمونه مشهور این الگو، مینیونها هستند؛ شخصیتهایی که در ابتدا نقش فرعی در مجموعه Despicable Me داشتند، اما بهتدریج به برندهایی مستقل و سودآور تبدیل شدند. در ایران نیز برخی آثار محبوب، این ظرفیت را داشتهاند که به چنین مسیری وارد شوند، اما یا به همان موفقیت اولیه بسنده کردهاند یا به تولیداتی مناسبتی و محدود تبدیل شدهاند.
«جادوگری در مغولستان»؛ یک هشدار فرهنگی برای ایران
در نهایت، انیمه «جادوگری در مغولستان» فقط یک اثر تازه در حوزه انیمه تاریخی نیست؛ بلکه نشانهای روشن از این واقعیت است که تاریخ ایران، شخصیتهای تاریخی ایرانی و فرهنگ ایرانی همچنان برای روایتهای جهانی جذابیت دارند. آنچه این اثر یادآوری میکند، نه فقط توان بالای دیگران در بهرهبرداری از این ظرفیت، بلکه غفلت ما از داشتههای خودمان است. اکنون پرسش اصلی این نیست که چرا دیگران از تاریخ و فرهنگ ایران الهام میگیرند؛ پرسش مهمتر این است که چرا ما هنوز نتوانستهایم این میراث عظیم را به شکلی مستمر، حرفهای و جهانیپسند به تصویر بکشیم.

