دژِ سبزِ غیرت روایتِ رویشِ دوباره‌ ایمان

سپاه،واژه‌ای است که با خونِ لاله و صلابتِ کوه و زلالِ ایثار گره خورده است سبزپوشانی که قامتِ بلندشان، سایه‌سارِ امنِ این مرز و بوم و مشتِ گره‌خورده‌شان، پتکِ سنگین بر فرقِ استکبار است.

ای رادمردانِ عرصه‌ی حماسهردای سبزی که بر تن دارید، نه لباسِ رزم، که کفنِ با افتخاری است که بویِ بهشتِ کردستان و هور الهویزه و شلمچه را می‌دهد. شما همان ایستادگانِ زمانه‌اید که در روزهایِ بیم و تنهایی، کوهستان شدید تا دشتِ ایران نلرزد. استقامت در مکتبِ شمانه در کلام، که در گام‌هایِ استواری معنا شد که از اروندرود گذشت و تا بلندایِ حرمِ آل‌الله، لرزه بر اندامِ اهریمن انداخت.

تعهدِ شما میثاقی است که با جوهرِ جان امضا شده استآنجا که سیلخانه‌ی مظلومی را نشانه رفت دستِ شما شد پارویِ امیدآنجا که زلزلهزمین را لرزاند شانه‌ی شما شد تکیه‌گاهِ بی‌بناهان؛ و آنجا که دشمنخیالِ خامِ تعدی به حریمِ ولایت را در سر پروراندنگاهِ نافذِ شما شد ذوالفقارِ حیدریشما وفاداری را از مالک آموخته‌ایدهمان‌گونه که در برابرِ رهبرِ خویشچون سربازی مخلصگوش‌به‌فرمانِ اشارتِ یار ایستاده‌اید و در برابرِ ملت، چون خادمی بی‌ادعا، سر خم کرده‌اید
سپاه، تبلورِ آرمان‌هایِ مردی است که می‌گفت:اگر سپاه نبود، کشور هم نبودو امروز، در امتدادِ آن نگاهِ بلند، شما پاسدارانِ نوریدمیراث‌دارانِ حاج‌قاسم که با هر قطره‌ی خونش، هزاران پهلوان از خاکِ مطهرِ این سرزمین رویاندشما ثابت کردید که «پاسدار بودن»، نه یک شغلکه یک «مسلک» است مسلکِ سوختن برای روشن ماندنِ چراغِ خانه‌ی همسایه و ایستادن برای بر زمین نماندنِ پرچمِ حق.

سلام بر غیرتِ نابتان که از سرچشمه‌ی عاشورا سیراب گشته است. سلام بر دست‌هایِ پینه‌بسته‌ای که هم سلاح می‌گیرند و هم نانِ مهربانی میانِ سفره‌هایِ تهیدستان می‌گذارند. تا شما هستید، نخل‌هایِ جنوب استوارند و قله‌هایِ البرز سرافراز؛ چرا که ایران، در حصارِ امنِ دستانِ مقتدر و دل‌هایِ عاشقتان تا ابد سربلند خواهد ماند.

خجسته باد این میلادِ فرخنده بر نگهبانانِ بیدارِ انقلاب و علمدارانِ بصیرت و وفاداری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *