دیدار با خورشید با فرم مینیمال
بارها دیدهایم که در گرماگرم یک بزنگاه تاریخی، جریانات رسانهای و هنری بهدلیل بروکراسیهای پیچیده تولید یا انتظار برای بودجههای کلان، قافیه را به سرعت گذشت زمان باختهاند، اما مجموعه نمایشی «دیدار» که از شبکه یک سیما روی آنتن میرود، مصداق بارز و موفقی از شکستن این سد و عملیاتی کردن یک ماموریت غیرممکن است؛ واکنشی هنرمندانه، سریع و بهنگام به شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای و تشییع تاریخساز ایشان. «دیدار» بهجای آنکه در انتظار فرداهای نامعلوم برای فراهم شدن بودجههای سنگین جهت ساخت یک بیگپروداکشن یا سریال «الف» ویژه درباره شخصیت امام شهید خامنهای بماند، در قالبی خلاقانه و با تکیه بر فرم مینیمال و با واسطه بازیگرانی که خودشان به موضوع علقه و علاقه دارند، جور یک کلانپروژه را کشیده است.
درام در مجموعه «دیدار» بر پایه ایجاز و اختصار بنا شده و هر قسمت حدودا پنج دقیقهای از این مجموعه، مانند یک کپسول دراماتیک عمل میکند که برشی عمیق و تکاندهنده از زندگی و سیره رهبر شهید را به تصویر میکشد. تنوع مضمونی کار ستودنی است و فرم اثر بهگونهای طراحی شده که پیوستاری جامع از ابعاد مختلف شخصیتی ایشان، از تحصیل و دوران طلبگی، زندان و شکنجههای سخت پیش از انقلاب گرفته تا روزهای آغازین پیروزی انقلاب، حضور در خطوط مقدم جبهه، سرکشی به کارگران، همدردی با زلزلهزدگان و انس دیرینه با کتاب و فرهنگ را پوشش میدهد.
این ویژگیها باعث شده «دیدار» همزمان واجد سه ویژگی کلیدی یعنی بیوگرافیک بودن، داشتن سوز و سوگ شهادت و بازنمایی حماسه و معرفت باشد. از سوی دیگر، نقطه عطف و برگ برنده «دیدار» در ساحت فرم، استفاده هوشمندانه از تکنیک فاصلهگذاری است که هنرمندان باسابقه و پیشکسوتی، چون رسول نجفیان، اسماعیل خلج، عزتالله رمضانیفر، کاظم هژیرآزاد، بهمن دان، اصغر نقیزاده، فرهاد بشارتی، آزیتا ترکاشوند و پانتهآ کیقبادی در آن به ایفای نقش پرداختهاند. این بازیگران در این اثر از حجاب مرسوم تکنیکهای بازیگری عبور کرده و دیوار چهارم و فاصله میان خود و مخاطب را برداشتهاند که همین امر، انتقال حس را بهطور مستقیم، بیواسطه و باورپذیر کرده است.
بهعنوان نمونه، در اپیزود «همسلولی» بازی درخشان و خیرهکننده کاظم هژیرآزاد جلوه جدی این رویکرد است. او در این اپیزود نقش همبند آقای شهید در زندانهای ستمشاهی را بازی نمیکند بلکه با تمام وجود و احساسش آن را زندگی میکند و گویی خود او مخاطب را دست میگیرد و به اعماق آن واقعه تاریخی میبرد.
در نهایت، مجموعه نمایشی «دیدار» ثابت کرد برای ادای دین به چهرههای بزرگ تاریخ و پردازش دراماتیک سیره رهبران انقلابی، همیشه نیاز به دکورهای عظیم و صرف زمانهای طولانی و بودجه هنگفت نیست و گاهی با حداقل بودجه، فرمی گویا، متنی فشرده و روایتی مینیمال میتوان عمیقترین اثر را بر ذهن و قلب مخاطب بر جای گذاشت.
