زنگ خطر زیستمحیطی در نوار ساحلی
ایده روز: استان بوشهر، به عنوان نگین ساحلی جنوب ایران، با برخورداری از بیش از ۹۰۰ کیلومتر نوار مرزی دریایی، اراضی مستعد کشاورزی و میراث غنی فرهنگی و طبیعی، همواره به عنوان یکی از قطبهای اقتصادی و گردشگری کشور شناخته شدهاست. با این حال، سالهاست که کالبد نحیف این سرزمین زیر بار فشارهای زیستمحیطی ناشی از سوءمدیریت پسماند و ورود بیرویه فاضلاب به خلیجفارس، دچار فرسایش شدهاست؛ موضوعی که در گذشته تنها یک معضل ساده شهری تلقی میشد، امروز به بحرانی بزرگ تبدیل شده که سلامت عمومی و آینده اقتصادی استان در حوزههای گردشگری دریاپایه و کشاورزی را نیز به شدت تهدید میکند.
در شرایطی که استان بوشهر پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر و توسعه پایدار دارد، تداوم وضعیت فعلی سایتهای دفن پسماند و تخلیه فاضلابهای تصفیهنشده به دریا، عملاً فرصتهای طلایی این استان را میسوزاند. وقتی صحبت از مدیریت پسماند به میان میآید، بسیاری همچنان درگیر روشهای سنتی جمعآوری و دفع هستند، در حالی که در دنیای امروز، پسماند «طلای کثیف» و سرمایهای برای بازگشت به چرخه اقتصادی است. ضعف زیرساختهای پردازش و نبود تجهیزات نوین برای تفکیک در مبدأ، باعث شده تا حجمی عظیم از مواد ارزشمند همراه با زبالههای خطرناک به سایتهای دفن منتقل شوند که نتیجه آن تولید شیرابههای سمی، آلودگی منابع آبهای زیرزمینی و انتشار گازهای گلخانهای است.
علاوه بر این، نقش شرکتهای دانشبنیان و استارتاپهای محیطزیستی در این گذار حیاتی باید بیش از پیش دیده شود. بهرهگیری از توان نخبگان استانی برای ارائه راهکارهای نوین جهت تبدیل پسماند به انرژی یا تولید کودهای آلی باکیفیت، در کنار کاهش چالشهای دفع، میتواند به محرک جدیدی در اقتصاد سبز استان بدل شود. غفلت از چنین ظرفیتهایی و تکیه بر شیوههای دفع سنتی، عملاً هدررفت سرمایههای انسانی و اقتصادی است. باید پذیرفت که امنیت زیستی، شالوده اصلی امنیت غذایی و توسعه پایدار است و هرگونه تعلل در بهکارگیری فناوریهای نوین و بومیسازی تجهیزات پردازش پسماند، هزینههای سنگین بازسازی محیطزیست را برای نسلهای آینده دوچندان خواهد کرد.
ضرورت اصلاح این روند، نیازمند یک بازنگری کلان در تفکر مدیریتی استان است. نگاه به پسماند باید از یک «وظیفه خدماتی شهرداریها» به یک «زنجیره مدیریت یکپارچه محیطزیستی» تغییر یابد. مدیریت ارشد استان با درک این واقعیت، باید توسعه خطوط پردازش و تکمیل طرحهای مطالعاتی جامع را در اولویت قرار دهد. همانطور که تأمین اعتبار برای تکمیل خط پردازش سایت پسماند شهر بوشهر نشاندهنده همین رویکرد تازه است. با این حال، تکمیل مطالعات جامع در شهرستانهایی نظیر دیر، دیلم و سایر مناطق، باید با سرعت بیشتری پیگیری شود تا جانمایی سایتهای جدید بر اساس معیارهای دقیق علمی، فاصله استاندارد از سکونتگاهها و ملاحظات زیستمحیطی صورت گیرد.
نکته حائز اهمیت این است که حل این بحران تنها با اقدامات عمرانی صرف ممکن نیست. مشارکت مردم در کاهش مصرف پلاستیک، تفکیک از مبدأ و همراهی با سیاستهای مدیریت شهری، حلقهای گمشده است که اگر احیا نشود، بهترین فناوریها نیز با شکست مواجه خواهند شد. شعار «نه به پلاستیک» باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود تا فشار بر مراکز دفن کاهش یابد. از سوی دیگر، دستگاههای اجرایی باید در چارچوب تکالیف قانونی خود، همکاریهای بینبخشی را تقویت کنند، چراکه پسماند و فاضلاب مرز نمیشناسند و آلودگی آنها در هر نقطه، کل استان را تحتتأثیر قرار میدهد.
در نهایت، تداوم روشهای سنتی و بیتوجهی به مدیریت علمی و فناورانه پسماند در استان بوشهر، هزینههایی بسیار گزافتر از ساخت زیرساختهای مدرن به نسلهای آینده تحمیل خواهد کرد. اکنون که حساسیتها در سطوح کلان استانی و وزارت کشور نسبت به این مسئله افزایش یافته، زمان آن فرا رسیده است که با بهرهگیری از ظرفیت بخش خصوصی، استفاده از تکنولوژیهای روز برای تصفیه شیرابه و بازیافت مواد، و همچنین نظارت مستمر بر سایتهای دفن، استان بوشهر را از تهدیدهای زیستمحیطی نجات دهیم. خلیجفارس و خاک بوشهر، میراثی هستند که باید با نگاهی بلندمدت و مسئولانه از آنها در برابر هجوم پسماندها صیانت کرد. چراکه هرگونه تأخیر در اجرای این اصلاحات، بهمنزله عقبگرد از توسعه پایدار است.
