شهادت تحول ساز
اگر بخواهیم بهصورت فشرده درباره آثار و پیامدهای شهادت رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای سخن بگوییم باید اذعان کرد همانگونه که ایشان در دوران حیات خود منشاء تحولات بزرگ در ایران بودند و تاریخ این تحولات را برای نسل حاضر و نسلهای آینده ثبت خواهد کرد، شهادت ایشان نیز همچون دوران حیاتشان منشاء تحولی عظیم شده است.
نخستین جلوه این تحول را میتوان در درون جامعه ایران مشاهده کرد. ایران امروز، ایران گذشته نیست. مردم از جهت همبستگی، وابستگی قلبی و روحی به رهبر شهید و نیز از منظر دفاع از اسلام و ایران آنگونه که در برابر نگاه و تصور دشمنان قرار داشت، با تمام وجود به میدان آمدند. این حضور تنها به قشر تحصیلکرده، صاحبان مشاغل خاص یا مسئولان محدود نبود بلکه همه اقشار جامعه در آن مشارکت داشتند؛ از شهر و روستا گرفته تا پیر و جوان، کوچک و بزرگ و از استانهای دوردست تا استانهای نزدیک به تهران بهویژه پایتخت، شاهد همبستگی کمنظیری بود که تاکنون نظیر آن را کمتر تجربه کرده است.
این همبستگی که در تهران و سراسر استانهای کشور به نمایش گذاشته شد، دشمنان ایران را ناچار خواهد کرد که بار دیگر ایران را بشناسند. همان دشمنانی که تصور میکردند با شهادت رهبر شهید و جمعی از مسئولان، ظرف چند روز ایران دچار فروپاشی، تجزیه و سقوط خواهد شد، امروز دریافتهاند که تا چه اندازه نسبت به حقیقت ایران ناآگاه بودهاند.
در این میان محاسبات بنیامین نتانیاهو و جریانهای حامی او نیز نادرست از آب درآمد. آنان با تبلیغات گسترده چنین القا میکردند که جامعه ایران از درون آمادگی فروپاشی دارد و با وقوع چنین حوادثی، همبستگی خود را از دست خواهد داد و نظام سیاسی سقوط خواهد کرد اما آنچه امروز به نمایش درآمد نشان داد ایرانی که آنان در ذهن خود ساخته بودند، با ایران واقعی فاصلهای عمیق دارد. ایران واقعی همان ایرانی است که در این روزها خود را به جهانیان نشان داد.
این تحول زمینهای ارزشمند برای مسئولان کشور نیز فراهم کرده است تا با اتکا به این همبستگی ملی، آسانتر بر مشکلات غلبه کنند. امید آن است که خداوند به مسئولان توفیق دهد تا قدردان این ملت وفادار، کمنظیر و بیبدیل باشند؛ ملتی که وفاداری خود را بار دیگر به نمایش گذاشت.
از سوی دیگر ملتهای منطقه، بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس همچنین افکار عمومی جهان بهخصوص در غرب، اروپا و آمریکا اکنون با واقعیتی متفاوت از ایران روبهرو شدهاند. آنان دریافتهاند که ایران آن ایرانی نیست که سالها در ذهن خود ترسیم کرده بودند بلکه کشوری است که باید بار دیگر با دقت، انصاف و شناختی عمیقتر مورد مطالعه قرار گیرد.
در نتیجه میتوان گفت ایران امروز در جایگاهی قرار گرفته که تصویر آن در ذهن افکار عمومی جهان_ بهویژه در غرب و آمریکا_ دگرگون شده است. این جایگاه و این سطح از انسجام و اقتدار، برای بسیاری از ناظران غربی قابل تصور نبود و اکنون آنان ناگزیرند با نگاهی تازه، ایران و ملت ایران را آنگونه که هستند بشناسند.
