صداوسیما بهانه است؛ رهبری و نظام نشانه‌اند! / نهضت آزادی هم علیه صداوسیما وارد میدان شد

این بیانیه را باید کنار تحرکات اخیر علیه دیگر نهاد‌های مؤثر نظام گذاشت؛ از هجمه به صداوسیما تا فضاسازی علیه شورای عالی امنیت ملی و مسئولان آن. در چنین تصویری، مسئله فقط نقد یک مدیر یا اختلاف با یک نهاد نیست؛ هدف، فرسایش اعتبار و اقتدار نهاد‌هایی است که در منظومه جمهوری اسلامی نقش راهبردی دارند و بازوان رهبری هستند.
بخش‌هایی از جریان اصلاح‌طلب نیز با واژگان شیک‌تر و بسته‌بندی‌های جدید، همین مسیر را دنبال می‌کنند؛ یک روز «تغییر پارادایم»، روز دیگر «حکمرانی نو» و امروز یا فردا «جمهوری سوم»! اما پشت این عناوین پرزرق‌وبرق، یک گزاره ثابت خوابیده است: ترتیبات موجود باید تغییر کند و نسبت نهاد‌های اصلی نظام با ساختار رهبری بازتعریف شود.
 این هم‌صدایی و خروجی یکسان نشان از یک اتاق فکر مشترک دارد. وقتی یک جریان صریحاً از «گذار» سخن می‌گوید و جریان دیگر با حمله مستمر به نهاد‌های اصلی نظام، زمینه ذهنی پذیرش «تغییر» را فراهم می‌کند، حاصل کار در یک مسیر قرار می‌گیرد؛ تضعیف ساختار‌های مستقر و آماده‌سازی افکار عمومی برای نسخه‌ای که نامش را «اصلاح» گذاشته‌اند.
در این میان، برخی افراد منتسب به جریان انقلاب نیز باید مراقب باشند. اختلاف سیاسی، رقابت جناحی یا نقد مدیریتی نباید چنان پیش برود که حاصل آن، خواسته یا ناخواسته، تأمین خوراک همان جریانی باشد که از ابتدا مقصد خود را «گذار» اعلام کرده است.
 در سیاست، فقط نیت افراد مهم نیست؛ گاهی باید دید تیر انتقاد، سرانجام به کدام هدف اصابت می‌کند و چه کسی از نتیجه آن سود می‌برد.
مرز نقد انقلابی با بازی در زمین پروژه تغییر ساختار دقیقاً همین‌جاست. نقد انقلابی برای اصلاح و تقویت است، نه برای کوبیدن ستون‌های ساختار و سپس نشستن به تماشای کسانی که نسخه «گذار» می‌پیچند.
پس از جنگ ۱۲روزه، پرچم «تغییر پارادایم» بالا رفت و به‌تدریج ادبیات «حکمرانی جدید» و «جمهوری سوم» نیز به آن اضافه شد. اکنون نیز از هر گوشه‌ای، یک نهاد هدف قرار می‌گیرد؛ یک روز صداوسیما، روز دیگر شورای عالی امنیت ملی و فردا نهادی دیگر برای آنچه که بازپس گیری اختیارات از نهار رهبری میخوانند.
نباید در دیدن این خط پیوسته ساده‌لوح بود. صداوسیما بهانه است؛ مسئله، تغییر تدریجی هندسه قدرت و بازتعریف جایگاه نهاد‌های نظام در نسبت با رهبری است؛ و درست به همین دلیل، هرکس در این میدان قلم می‌زند و موضع می‌گیرد، باید بداند در نهایت به تقویت کدام جبهه و تضعیف کدام سنگر کمک می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *