صفآرایی حزبالله در برابر حزب شیطان
در روایات، «الَّذِینَ آمَنُوا» به ائمه معصومان (علیهمالسلام) تفسیر شده است. در آیهای دیگر، قرآن از رستگاری حزبالله سخن میگوید و در این آیه، از غلبه و پیروزی آنان؛ بنابراین حزبالله در منطق قرآن، هم جبهه رستگاری است و هم جبهه پیروزی. در برابر حزبالله، «حزبالشیطان» قرار دارد. مهمترین ویژگی حزبالشیطان، به تعبیر قرآن، فاصله گرفتن از خدا و نزدیک شدن به شیطان است؛ یعنی شیطان بر آنان حاکم است و آنان فرمانپذیر شیطانند، نه فرمانپذیر خدا. حرکت و سکون، تصمیم و رفتارشان، رنگ و جهت شیطانی دارد، نه الهی.
قرآن کریم در سوره مجادله، آیه ۱۹، میفرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکرَ اللَّهِ أُولَئِک حِزْبُ الشَّیطَانِ».
در این آیه، دو ویژگی اساسی حزبالشیطان بیان شده است:
نخست، «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ»؛ شیطان بر آنان مسلط شده و بر آنان حکومت میکند؛ از اینرو، گوش، چشم، قلم و رفتار آنان در جهت شیطان قرار میگیرد.
ویژگی دوم «فَأَنسَاهُمْ ذِکرَ اللَّهِ» است؛ خدا را فراموش کردهاند و از یاد او غافلند.
امروز در جبهه جهانی، شاهد تقابل دو جبهه حزبالله و حزبالشیطان هستیم. حزبالله، عنوانی ویژه لبنان نیست؛ بلکه در منطق قرآن، همه کسانی را دربرمیگیرد که ویژگیهای آن را دارا هستند: باور به خدا، دشمنستیزی، کسب رضایت خدا و ولایتپذیری؛ بنابراین حزبالله را نباید صرفا یک عنوان جغرافیایی یا متعلق به یک سرزمین دانست. حزبالله یک جبهه اعتقادی و عملی است؛ همانگونه که حزبالشیطان نیز یک جبهه است که با سلطه شیطان بر آنها و فراموشی یاد خدا شناخته میشود. امروز، این دو جبهه در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند و مرز میان آنها، در همین ویژگیها و انتخابها، آشکارا قابل شناسایی است.
