عراق و ایران، از مرز مشترک تا سرنوشت مشترک
سفر علی فالح الزیدی نخستوزیر عراق به تهران در بیست و سوم تیرماه جاری را نمیتوان صرفا یک دیدار تشریفاتی دیگر در فهرست رفتوآمدهای دوجانبه دانست. این سفر تلاشی جدی برای بازتعریف ماهیت رابطه دو کشور بود: گذار از فضای محاسبات امنی محدود به افقی از شراکت نهادی گسترده، مبتنی بر توسعه، زیرساخت و ثبات منطقهای پایدار.
الزیدی و مسعود پزشکیان بر امضای چهار موافقتنامه و تفاهمنامه نظارت کردند که ستون فقرات این سفر را تشکیل دادند: موافقتنامه حملونقل بینالمللی جادهای که راه را برای کاهش هزینههای مبادلات تجاری هموار میکند، طرح احداث خط راهآهن کرمانشاه_خسروی_خانقین_بغداد در کنار خواهرخواندگی اداری میان امانت بغداد و شهرداری تهران و برنامهای برای آموزش نیروی انسانی دولتی. چهار سند، اما با یک پیام مشترک: دو کشور بر پیوند سرمایهگذاری میکنند نه بر مهار؛ و بر پروژههای عینی تکیه دارند نه بر بیانیههای گذرا.
رایزنیها همچنین به حوزه قضایی کشیده شد؛ جایی که الزیدی با رئیس قوه قضاییه ایران درباره راههای همکاری در مبارزه با فساد گفتوگو کرد. دیدار پارلمانی نیز به همکاریهای قانونگذاری و ارزیابی مشترک از تحولات منطقهای اختصاص یافت.
بیانیه مشترک این سفر به ثبت دستاوردهای موجود بسنده نکرد بلکه مسیری برای آینده ترسیم نمود: تکلیف به تدوین سند راهبردی جامع که ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی را در چارچوبی نهادی و پایدار گرد هم آورد و تأسیس کمیته عالی مشترکی که هرساله بهنوبت میان دو پایتخت تشکیل جلسه خواهد داد. بیانیه همچنین بر تسریع در تکمیل خط راهآهن بصره_شلمچه، گسترش همکاریهای بانکی و مالی و در نهایت پروندهای زیستمحیطی که دیگر تأخیرناپذیر شده تاکید داشت: مقابله با خشکسالی، مدیریت مشترک منابع آبی، رویارویی با گردوغبار و حفاظت از تالابهای مشترک. در سطح سیاسی_منطقهای نیز دو کشور بار دیگر بر حمایت از راهحلهای دیپلماتیک برای بحرانها و موضع ثابت خود در حمایت از حق ملت فلسطین برای تشکیل دولت مستقل با پایتختی قدس تاکید کردند.
پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این توافقها از جوهر روی کاغذ به پروژههای اجراشده در میدان تبدیل خواهند شد؟ پاسخ این پرسش در گرو جدیت کمیته عالی مشترک آتی و توانایی دو طرف در عبور از موانع تامین مالی و اجرایی است که پروژههای مشابه را در سالهای گذشته با تأخیر مواجه کرده.
