نجات کودک از چاه، اولین ماموریت آتش نشان ۱۲ ساله
پسر ۱۲ساله یک آتشنشان، در نخستین عملیات واقعی زندگی خود وارد چاه شد و جان کودک گرفتار را نجات داد.روز دوشنبه اعضای یک خانواده کشاورز برای رسیدگی به امور مزرعه خود سر زمین رفته بودند، غافل از اینکه حادثهای در کمین پسر دوسالهشان است. خانواده درحالیکه مشغول امور زراعی بودند، ناگهان گوشهای از زمین دهان باز کرد و پسربچه را بلعید. آنها ابتدا تلاش کردند کودک را نجات دهند، اما دسترسی به او در آن عمق چاه و با دهانه کوچکش امکانپذیر نبود و برای همین از آتشنشانی درخواست کمک کردند.
عباس فلاح، فرمانده شیفت سوم آتشنشانی بهشهر در مورد این حادثه به خبرنگار جامجم گفت: «روز حادثه من در وضعیت عملیاتی نبودم و با اینکه در این زمینه وظیفهام نداشتم، وقتی دیدم همکارانم برای عملیات نجات کودکی به رستمکلا رفتهاند، راهی آنجا شدم. چاه مورد نظر متعلق به حدود ۳۰سال پیش بود و بهدلیل متروکهبودن، از آن استفاده نمیشد؛ بنابراین روی آن را پوشانده بودند تا خطری متوجه دیگران نشود. ضمن اینکه بارندگیهای چند وقت اخیر، خاک دهانه چاه را شل کرده بود. از سوی دیگر، تردد تراکتور برای اقدامات کشاورزی در زمین نیز مزید بر علت شد. مجموعه این عوامل دست در دست هم داد تا شرایط برای وقوع حادثه فراهم شود. کودک دوساله در حوالی همان چاه مشغول بازیگوشی و شیطنت بود که بهدلیل نشست بخشی از دهانه درون آن سقوط کرد. چون دهانه چاه بهطور کامل باز نشده نبود و امکان بازکردن آن هم بهطور کامل وجود نداشت، تصمیم گرفتیم عموی کودک که جثهای کوچک و وزنی حدود ۴۰ کیلوگرم داشتم را درون چاه بفرستیم. همین کار را هم انجام دادیم، اما متاسفانه کتفهایش به دیوارههای چاه گیر کرد و نتوانست وارد آن شود. درحالیکه راههای مختلف را بررسی میکردیم، یاد حیدر، پسر ۱۲ساله خودم افتادم که یکسری آموزشها را از خودم فراگرفته بود. تصور کردم شاید بتواند به ما در نجات آن کودک کمک کند.»
پدر شرح ماجرا را به پسرش گفت و برای او ماشین گرفت تا خود را به محل حادثه برساند. از خانه کودک تا چاه ۱۵دقیقه فاصله بود و بیقراریهای کودک در چاه و مادرش ادامه داشت. پس از ۱۵دقیقه، حیدر از راه رسید. پدر برای اطمینان از اینکه پسرش حاضر به انجام عملیات است و نمیترسد، دوباره تأکید کرد که میتواند در تصمیمش تجدیدنظر کند. اما حیدر با دیدن بیقراریهای مادر و کودک، با جدیت بیشتر گفت میخواهد وارد چاه شود و اولین مأموریت زندگیاش را انجام دهد. پدر آتشنشان در ادامه میگوید: «ما برای انجام چنین عملیاتهایی نوعی جلیقه میپوشیم و پسرم نیز آن را تن کرد. اما عرض چاه آنقدر کم بود که اجازه نمیداد جلیقه از دهانه عبور کند. برای همین با طناب نوعی صندلی ایمنی برای پسرم درست کردیم و او را درون چاه فرستادیم. وقتی به عمق چاه رسید، برای او یک کیسه نجات هم فرستادیم تا کودک را وارد کیسه فیکس کند و ما آن را بالا بکشیم. حدود ۶ ــ ۵ دقیقه گذشته بود که حیدر گفت کیسه را بالا بکشیم. کودک بالا آمد و در ظاهر هیچ جراحتی نداشت و سالم بود، اما برای اطمینان بیشتر در اختیار اورژانس قرار گرفت تا از سلامتی او اطمینان پیدا کنند. به نظرم تمام اتفاقاتی که رخداد، یک معجزه بود. اینکه بچه دوساله زنده ماند، اینکه پسرم آمد و توانست وارد چاه شود و او را راضی به ورود به کیسه نجات کند، تمام این روند دست به دست هم دادند تا همگی شاهد یک معجزه واقعی باشیم.»
با یک شکلات بچه را نجات دادم!
حیدر کوچک حتی فکرش را هم نمیکرد اولین ماموریت بسیار جدی زندگیاش را در ۱۲سالگی انجام دهد، اما حالا به آن افتخار میکند. اینکه چطور توانست کودک دوساله را راضی به ورود به کیسه نجات کند، موضوعی است که آن را در گفتوگو با جامجم توضیح میدهد.
حیدر، نترسیدی وارد چاه شدی؟
نه اصلا. چرا بترسم؟ جایی که پدرم حضور داشته باشد، از هیچ چیز نمیترسم.
چطور بچه دوساله را راضی کردی وارد کیسه نجات شود؟
به او گفتم باید بالا برویم، اما چون من را نمیشناخت و ته چاه هم خیلی تاریک و وحشتناک بود و ترس زیادی داشت نمیخواست با من همکاری کند. یکدفعه یک شکلات را دیدم که روی زمین افتاده. آن را برداشتم و داخل کیسه نجات انداختم. بچه که شکلات را دید، وارد کیسه نجات شد تا آن را بردارد. به محض اینکه وارد کیسه نجات شد، دهانهاش را بهصورت استاندارد بستم و بعد به پدرم که بالا بود علامت دادم آن را بالا بکشد.
چه حسی داری از اینکه جان یک انسان را نجات دادی؟ برای سن تو کار خیلی بزرگی است.
وقتی از چاه بیرون آمدم، همه تشکر میکردند. احساس غرور داشتم که توانستم یک عملیات موفق انجام دهم.
پدرت قرار بود پس از نجات بچه بهعنوان جایزه برایت کباب بخرد. به قولش عمل کرد؟
خودم نخواستم بخرد. به او گفتم هربار قول میدهی، باید سر قولت باشی، اما اینبار برای رضای خدا این کار را انجام دادم و نمیخواهم کباب بخری.
بزرگ شدی دوست داری چهکاره شوی؟
مثل پدرم آتشنشان.
