نشستی متفاوت یا تکراری

این ناکامی و به‌نوعی نقش کمرنگ و در خیلی مواقع کاملا خنثی در مدیریت بحران‌ها در سال‌های اخیر نه‌تنها تشدید شده که عملا در مواردی سازمان ملل متحد غایب بوده است. برای مثال در جریان جنایات رژیم اسرائیل در غزه، حمله به لبنان، حمله مشترک آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به ایران و حملات آمریکا، اسرائیل و انگلیس به یمن جهانیان شاهد هیچ‌گونه تحرکی از سوی سازمان ملل متحد و به‌ویژه شورای امنیت این سازمان، که وظیفه اولیه حفاظت از صلح و امنیت جهانی را بر عهده دارد، نبودند. جالب آن‌که در مواقعی که شورای امنیت تشکیل جلسه داد بیشتر به صحنه سخن‌سرایی اعضای متجاوز و ناقض مقررات منشور ملل متحد تبدیل شد. در مورد بحران اوکراین و سودان نیز عملا سازمان ملل متحد به نظاره‌گری بی‌تفاوت تبدیل شده و کل کارکرد این سازمان به صدور بیانیه‌هایی از طرف گوترش، دبیرکل سازمان خلاصه شده است. بخش عمده‌ای از این ناکارآمدی به ساختار معیوب سازمان ملل متحد و توزیع ناعادلانه قدرت در شورای امنیت بازمی‌گردد که هر سال در نشست‌های مجمع عمومی فصل مشترک انتقاد اکثریت اعضای سازمان ملل است. اما علت دیگر در ناکارآمدی سازمان ملل به سیاست‌ها و اقدامات خصمانه آمریکا بازمی‌گردد. آمریکا هرچند میزبان سازمان ملل و تامین‌کننده اصلی بودجه آن به‌شمار می‌رود اما در عمل با سوءاستفاده از میزبانی و اهرم مالی، این سازمان جهانی را به گروگان گرفته است. آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری ریگان، بوش پسر و دونالد ترامپ به دفعات از پرداخت به‌موقع حق عضویت خود به سازمان ملل خودداری کرده و عملا برنامه‌های سازمان را فلج کرده است، برخورد قلدرمآبانه‌ای که انتقاد دبیران کل سازمان ملل را به همراه داشته است. در مقطع کنونی نیز ترامپ علاوه بر خارج ساختن آمریکا از سازمان بهداشت جهانی و اعمال محدودیت مالی علیه سازمان ملل تلاش کرده است آمریکا را به بازیگری جایگزین سازمان ملل در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بدل سازد تا بدین ترتیب بر سیاست‌های ضد صلح و امنیت جهانی خود و جنایات ضدبشری ارتش آمریکا نظیر حمله به مدرسه میناب سرپوش گذارد.  علاوه بر این موارد در نشست امسال که هشتادویکمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل محسوب می‌شود چند نکته مهم هست. نخست موضوع تعیین دبیرکل سازمان ملل متحد است. با توجه به پایان دوره دبیرکلی گوترش، نهمین دبیرکل سازمان ملل متحد به نظر می‌رسد که مجمع عمومی به‌ویژه اعضای شورای امنیت مایل هستند یکی از کاندیداهای زن از آمریکای لاتین را، (احتمالا خانم رودریگز از کشور گویان) به‌عنوان دهمین دبیرکل سازمان ملل انتخاب کنند. شایان ذکر است به لحاظ تقسیم جغرافیایی دبیرکل در این دوره بایستی از آمریکای لاتین انتخاب شود. البته رقابت فشرده هست و افرادی مثل رافائل گروسی نیز به‌شدت در حال رایزنی هستند که احتمالا شانسی نداشته باشند. نکته بعدی مدیریت مباحثی است که به‌ویژه در خصوص حمله آمریکا به ایران مطرح است که در نشست مجمع عمومی احتمالا بحث خواهد شد. دونالد ترامپ با نگاه یکجانبه‌گرایانه سعی کرد اقدامات تجاوزکارانه خود را توجیه نماید و به دروغ آمریکا را مدافع صلح و امنیت جهانی معرفی کند.  نکته سوم این‌که اکثریت شرکت‌کنندگان در نشست مجمع عمومی سعی خواهند کرد سازمان ملل را به سمت ایفای نقش پررنگ‌تر در مدیریت‌های بین‌المللی ترغیب کنند.  در این میان سخنرانی رئیس‌ جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از اعضای سازمان ملل متحد که کشورش مورد اقدامات تجاوزکارانه آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته است در توجه‌دادن اعضای سازمان ملل و افکار عمومی جهانی به واقعیات موجود و آشکار ساختن دروغ‌های ترامپ و نتانیاهو بسیار مهم است که به نظر می‌رسد از بازتاب گسترده‌ای در نشست امسال برخوردار شود. با این ملاحظات و نکات جامعه جهانی همچنان به‌دنبال یافتن پاسخی برای این سؤال است که اساسا نشست امسال می‌تواند به نشستی متفاوت بدل شود یا همچنان در سخنرانی‌های تکراری خلاصه خواهد شد و سیر ناکامی‌های سازمان ملل متحد استمرار می‌یابد. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *