هرمز؛ گلوگاه اقتصاد جهانی 

نویسنده عبدالحسین همتی – دبیر کمیسیون انرژی مجلس 

واقعیت این است که بروز هرگونه اختلال در تنگه هرمز، به‌طور مستقیم و همه‌جانبه بر قیمت‌ها اثرگذار خواهد بود. اگرچه میزان مصرف روزانه نفت در جهان رقمی نزدیک به ۱۰۰میلیون بشکه است، اما باید میان تولید ملی و سهم تجارت جهانی تمایز قائل شد. برای مثال کشوری مانند ایران از مجموع تولید تقریبی ۴میلیون بشکه‌ای خود نیمی را صرف مصارف داخلی کرده و مابقی را صادر می‌کند. درواقع کل ۱۰۰میلیون بشکه مصرفی دنیا در بازار‌های بین‌المللی جابه‌جا نمی‌شود. برآورد‌ها نشان می‌دهد حجم جابه‌جایی فیزیکی نفت کمتر از کل مصرف است (عددی بین ۴۰ تا ۵۰میلیون بشکه). با این حال اهمیت تنگه هرمز زمانی روشن می‌شود که بدانیم حدود ۲۰میلیون بشکه از این حجم از اینجا عبور می‌کند که با احتساب صادرات ۱۳میلیون بشکه‌ای عربستان و سایر کشورها، این مسیر وزنی تعیین‌کننده دارد. انسداد یا اختلال در این مسیر، قیمت‌ها را به‌شدت تحت فشار قرار می‌دهد. 

ایالات متحده آمریکا در دوره‌های اخیر مجبور به استفاده از ذخایر استراتژیک خود شده که این ذخایر اکنون به‌شدت کاهش یافته‌اند. پیامد این وضعیت، افزایش قیمت بنزین در بازار داخلی آمریکا، صعود قیمت محصولات شیمیایی و حتی کمیاب شدن برخی کالا‌ها بوده است؛ وضعیتی که به شکلی مشابه گریبانگیر اروپا نیز شده. در سوی دیگر، ایران که همواره تحت فشار‌های تحریمی بوده آموخته که خود را با این شرایط سازگار کند و از طریق روش‌های غیررسمی و تجربه شده، نفت خود را صادر نماید. افزایش قیمت جهانی نفت برای اقتصاد ما یک فرصت است در حالی که بودجه با نفت ۵۵دلاری بسته شده بود، رسیدن قیمت به بالای ۱۰۰دلار، در صورت تداوم صادرات می‌تواند درآمد‌های ارزی را به‌شدت جهش دهد. در مقابل آستانه تحمل آمریکا و اروپا در برابر این افزایش قیمت بسیار پایین‌تر است و اثرات مخرب آن بر اقتصاد آنها به مراتب بیشتر خواهد بود؛ امری که در نهایت آنها را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد. 

ایران در دوره ۲۵روزه آتش‌بس اخیر، از ظرفیت‌های موجود به بهترین شکل استفاده کرد و با صادرات نزدیک به ۸۰میلیون بشکه نفت، درآمد قابل توجهی کسب نمود. این منابع مالی، زیرساخت‌های نظامی و همچنین تامین کالا‌های اساسی، دارو و نیاز‌های اولیه مردم را تقویت کرده تا در صورت بروز هرگونه تقابل احتمالی یا نیاز به دفاع از منافع ملی، کشور با کمبودی مواجه نشود. اگرچه از همان ابتدای مشاهده بند‌های ۱۴گانه قابل پیش‌بینی بود که آمریکا ممکن است مانند دفعات قبل بدعهدی کند و به تعهدات خود پایبند نماند، اما ایران نهایت بهره‌برداری را از این بازه زمانی برای آمادگی نظامی و فروش نفت برد. 

نکته قابل تأمل، اظهارنظر اخیر ترامپ مبنی بر وضع عوارض ۲۰درصدی بر عبور از تنگه هرمز است. این سخن به‌نوعی به ایده دریافت عوارض در این منطقه مشروعیت بخشید. وقتی دنیا با پیشنهاد عوارض سنگین ۲۰درصدی (مثلا ۱۶دلار روی نفت ۸۰ دلاری) روبه‌رو می‌شود، همکاری با ایران که می‌تواند با درصدی بسیار پایین‌تر، امنیت واقعی و پایدار منطقه را تامین کند جذابیت بیشتری خواهد داشت. ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای که در مجاورت این آبراه قرار دارد، حق قانونی خود می‌داند که تحت عناوینی، چون خدمات یا عوارض، از کشتی‌های عبوری مبالغی دریافت کند. واقعیت میدانی این است که امنیت منطقه را عملا ایران تامین می‌کند و این ایران است که تعیین می‌کند کدام کشور و با چه محصولی اجازه تردد داشته باشد. 
علی‌رغم سختی‌ها و فشار‌های مقطعی، افق پیش رو روشن است. ایران با تکیه بر توانمندی‌های خود از این گردنه عبور خواهد کرد و در بلندمدت، شکوفایی و توسعه اقتصادی رقم خواهد خورد. جامعه جهانی سرانجام به این درک خواهد رسید که باید با ایران کنار بیاید. این منطقه متعلق به ماست و کنترل آن در دستان ما باقی خواهد ماند. ان‌شاءالله با ایستادگی، شاهد سربلندی و توسعه روزافزون کشور خواهیم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *