وداع با مرد هزارچهره سینما

او عبدی را هنرمندی می‌داند که وطن‌پرستی را نه با شعار، بلکه با ایستادگی روی صحنه در زیر باران موشک به تصویر کشید. 

 

شوک از دست‌دادن یک رفرنس سینمایی
سیروس همتی، نویسنده، بازیگر و کارگردان، در گفت‌وگویی پیرامون درگذشت اکبر عبدی و خاطرات همکاری با او در سریال سبزواران، به بیان ناگفته‌هایی از شخصیت حرفه‌ای و انسانی این هنرمند فقید پرداخت.

همتی در ابتدای این گفت‌وگو درباره مواجهه با خبر درگذشت اکبر عبدی و حسرت ناشی از آن گفت: «با شنیدن این خبر، اندوه بزرگی بر دل همه ما نشست. اکبر عبدی بی‌شک یکی از بازیگران تکرارنشدنی در ۴۰ الی ۵۰ سال اخیر بود‌؛ هنرمندی که تک‌تک نقش‌آفرینی‌ها و آثارش همچنان به‌عنوان مرجع و رفرنس در سینما و تلویزیون شناخته می‌شود و هرگز از یادها نخواهد رفت.»

 

امیدهایی که ناامید شد‌؛ وضعیت جسمانی عمو‌اکبر در پروژه آخر

وی در اشاره به وضعیت جسمی و روحی اکبر عبدی در آخرین پروژه مشترک‌شان ادامه داد: «ما در سریال سبزواران در کنار ایشان بودیم و باید بگویم تا پیش از این یکی‌دو ماه اخیر، وضعیت روحی و جسمی به‌شدت خوبی داشتند. با وجود این‌که همه از سابقه بیماری و مشکلات کلیوی ایشان باخبر بودیم و این بستری‌شدن‌ها پیش از این هم سابقه داشت اما من به‌شخصه هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم این عارضه اخیر بتواند عمو اکبر را از پا درآورد و بر توانایی و سرزندگی او غالب شود.»

 

تعهد در اوج موشک‌باران: ادای دین عبدی به مردم با حضور سر صحنه
این نویسنده، بازیگر و کارگردان با یادآوری تعهد کاری بی‌نظیر عبدی در شرایط سخت تاریخی، عنوان کرد: «امروز صحبت‌های زیادی شنیده می‌شود که هنرمند چگونه باید به وطن یا در دوران جنگ ادای دین کند. به‌نظر من اصلا نیازی به شعار نیست‌؛ هنرمند می‌تواند به طریق دیگری پرچم وطنش را بالا نگه دارد. در زمان جنگ، تمام عوامل سریال سبزواران به جز یکی‌دو روز آن‌هم به‌خاطر تغییر لوکیشن، کار را تعطیل نکردند. در شرایطی که تهران زیر بمباران شدید بود، اکبر عبدی در اوج موشک‌باران سر صحنه حاضر می‌شد. آن‌هایی که ادعا می‌کنند هنرمند وطنی هستند کجا بودند؟

هنرمند وطنی واقعی یعنی اکبر عبدی که مثل یک پزشک متعهد که در بدترین شرایط و صبح و ظهر و شب به بیمارش سر می‌زند، سر صحنه حاضر بود تا در آن روزهای سخت، لبخند و خنده را بر لبان مردم بنشاند. این حضور او در شرایط بمباران، بالاترین هدف و به‌معنای واقعی کلمه تایید وطن، خاک و کارش بود.»

 

آخرین گپ‌وگفت در بیمارستان‌؛ ۱۵ روز پیش از پرواز

همتی درباره آخرین دیدار خود با این هنرمند پیشکسوت در بیمارستان افزود: «آخرین دیدار من با ایشان به حدود ۱۵ روز پیش در بیمارستان برمی‌گردد. همیشه از من کمترین با کلماتی بسیار محبت‌آمیز یاد می‌کرد که امیدوارم لایق محبت‌های‌شان بوده باشم. ایشان صرفا برای یک مداوای معمول کلیه بستری شده بود و من آنجا در کنارشان بودم. با وجود بیماری، به‌قدری خوش‌مشرب، خوش‌حافظه، متمرکز و «شارپ» صحبت می‌کرد و حضور ذهن بالایی داشت که اصلا در ذهنم نمی‌گنجید این دیدار و این گپ‌و‌گفت، آخرین گفت‌وگوی ما باشد. از دیشب که این اتفاق افتاد، واقعا حالم مساعد نیست‌؛ چرا که رفتن ایشان اصلا باورپذیر نیست. ۶۶ سال سن برای مردمان عادی هم عمر کوتاهی است، چه رسد به هنرمند و بازیگر توانمندی مثل او..»

 

خلق کمدی از صدای بمب‌؛ جادوی بازیگری فطری

وی در تحلیل ویژگی‌های حرفه‌ای اکبر عبدی و خلاقیت‌های او سر صحنه تصریح کرد: «او یک بازیگر فطری و ذاتی بود‌؛ کسی که نبوغ در وجودش نهادینه شده بود و خیلی خوب از داشته‌هایش استفاده می‌کرد. مگر می‌شود بازیگری بتواند از اتفاقات پیرامونش، حتی از صدای بمبارانی که در زمان فیلم‌برداری به‌گوش می‌رسید، استفاده کند و در لحظه کمدی خلق کند؟ در تولید سبزواران، ایشان صدای بمب‌ها را وارد بازی‌اش کرد و بداهه‌پردازی‌ای ایجاد کرد که همه ما از خنده ترکیدیم. همیشه و در هر شرایطی، کار برایش در اولویت اول بود و به هنر ادای دین کرد.»

 

مسئول پخش انرژی در پشت صحنه
همتی با توصیف اکبر عبدی به‌عنوان محور اصلی نشاط در پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی تکمیل کرد: «در هر پروژه‌ای که ایشان حضور داشت، همه ما از صمیم قلب احساس شعف می‌کردیم و منتظر بودیم تا با یک دیالوگ یا بداهه در پشت صحنه یا مقابل دوربین به ما انرژی بدهد‌؛ گویی او مسئول پخش انرژی در کل پروژه بود. روحش شاد و یادش تا همیشه گرامی باد.»
ضبط سبزواران در روزهای موشک‌باران
علی عامل‌هاشمی، کارگردان سریال سبزواران که به‌همراه برادرش کارگردانی این مجموعه کمدی را بر‌عهده داشته است، در گفت‌وگویی صمیمانه از روزهای همکاری با این بازیگر فقید سخن گفت. او معتقد است حضور عبدی در پروژه فراتر از نقش‌آفرینی یک ستاره بود‌؛ او نقش یک بزرگ‌تر و راهنمای دلسوز را در پشت صحنه ایفا می‌کرد که بار سنگینی را از دوش کارگردان برمی‌داشت و آرامش را به‌ کل گروه تزریق می‌نمود. 
اشتیاق بی‌حد «عمو اکبر» برای گویش سبزواری
هاشمی درباره آغاز همکاری با این کمدین پیشکسوت می‌گوید: «زمانی که تصمیم گرفتیم برای اولین‌کار کمدی مشترک‌مان با برادرم از حضور آقای عبدی استفاده کنیم، به‌دلیل سابقه بیماری قلبی ایشان کمی نگران بودیم اما رفاقت دیرین و اشتیاق بالای خودشان، مسیر را هموار کرد. این کار تمرکز ویژه‌ای روی خطه شرق کشور و شهر سبزوار داشت‌؛ موضوعی که به‌دلیل همسایگی آقای عبدی با سبزواری‌ها در دوران کودکی‌اش در تهران، برای او بسیار جذاب بود. او با علاقه و تسلطی بی‌نظیر، گویش سبزواری را پذیرفت. ما نیز با همراهی تهیه‌کننده کار، آقای مرتضی رزاق‌کریمی، برنامه‌ریزی فشرده‌ای انجام دادیم تا کار ایشان در کمترین زمان ممکن ضبط شده و تحت فشار قرار نگیرند.»
یکی از درخشان‌ترین و عجیب‌ترین فصول ضبط این اثر، همزمانی تولید با جنگ ۱۲ روزه و حملات موشکی بود. هاشمی در این باره روایت می‌کند: «با آغاز جنگ و موشک‌باران، ما در لوکیشن شهرک آزادی و در نزدیکی فرودگاه مستقر بودیم‌؛ جایی که حتی یک بار موج انفجار ناشی از حمله به فرودگاه، شیشه‌های اتاق استراحت آقای عبدی را فروریخت. در آن شرایط بحرانی، این خود جناب عبدی بود که ایستاد و گفت: «کار را تعطیل نکنید‌؛ مگر فرقی می‌کند ما سر کار باشیم یا خانه؟ اگر قرار به رفتن باشد، هر جا باشیم می‌آید.» به پیشنهاد و پایمردی او، ما کار را متوقف نکردیم و ایشان حتی فراتر از ساعت کار موظفش، بدون کوچک‌ترین مخالفتی با انرژی مضاعف کار کرد تا پلان‌ها با بهترین کیفیت ضبط شوند.»
تواضع خیره‌کننده یک استاد‌؛ «من کلاس‌اولی هستم»
کارگردان سریال سبزواران با اشاره به رفتار متواضعانه زنده‌یاد عبدی در مواجهه با تیم جوان کارگردانی افزود: «آقای عبدی با وجود دهه‌ها درخشش در سطح اول سینمای ایران، سر صحنه با تواضعی شگفت‌انگیز برخورد می‌کرد. او بارها در گفت‌وگوهایش می‌گفت من در این کار که مربوط به خطه شرق کشور است، مانند یک دانش‌آموز کلاس اولی در حال یادگیری‌ام. هر زمان هم که ایده یا پیشنهادی برای بهبود صحنه داشت، با نهایت احترام و لحنی پدرانه می‌گفت: «من جسارت نمی‌کنم، فقط پیشنهاد می‌دهم.» او حواسش به همه بود‌؛ از گریمور و تصویربردار گرفته تا عوامل تدارکات و لباس تا مبادا به‌خاطر لباس او دچار دردسر یا سختی کار شوند.»
آخرین دیدار در بیمارستان‌؛ امیدهایی که به پخش سریال وصل بود

بخش پایانی خاطرات هاشمی به روزهای بستری‌بودن این هنرمند در بیمارستان اختصاص دارد: «پس از عمل جراحی آقای عبدی، همراه با برادرم و با هماهنگی دخترشان به دیدارش رفتیم. خوشبختانه آن روزها حال جسمانی‌شان رو به بهبود بود. دست‌شان را بوسیدیم و ایشان با روحیه‌ای عالی ابراز امیدواری کرد که کار بسیار خوبی خواهد شد و حتی از ساخت فصل‌ها و قسمت‌های بعدی صحبت کرد. بسیار خوشحالم که در این پروژه توانستیم رضایت کامل ایشان را جلب کنیم، زیرا پیش از این گلایه‌هایی از بی‌مهری در پروژه‌های دیگر داشتند‌ اما افسوس که اجل مهلت نداد و این حسرت بزرگ تا همیشه بر دل من ماند که نتوانستم نسخه نهایی سریال را در کنار ایشان تماشا کنم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *