چرا برخی از استقلال صداوسیما هراس دارند؟
اینبار نیز داستان «روز ملی صنعت» بهانهای شد تا «سانسور» را با عینک اتهام «تهدید امنیت ملی» بازخوانی کنند، اما آیا حقیقت چیزی است که در بیانیههای تند و تیز شورای اطلاعرسانی دولت ادعا میشود، یا باز هم شاهد «از کاه کوه ساختن» برای فرار از پاسخگوییهای دیگر هستیم؟
وقتی «خاطرهبازی» با دروغها، ابزار فشار میشود
حافظه تاریخی ملت هنوز آنقدر کوتاه نشده که فراموش کند چگونه در بزنگاههای حساس، خبرهای زرد و دروغین با هدف تحت فشار قرار دادن «جبلی» پمپاژ شد. از شایعه عجیب «قهر کردن رئیس صداوسیما» تا خبر کذب «تغییر مدیریتی»؛ همه و همه نشان از یک اتاق فکر پنهان دارد که میخواهد با ایجاد فضای مهآلود، رسانهملی را از جاده اصلیاش خارج کند. هرگاه صداوسیما نمیخواهد به ماشین امضای دولتی تبدیل شود، این ماشین تخریب روشن میشود تا با «انگزنی»، استقلال رسانه را مخدوش کند.
صداوسیما؛ تریبون نظام یا روابطعمومی دولت؟
برخی دولتمردان محترم هنوز تصور میکنند رسانهملی باید «بلندگوی یکسویه» دستگاه اجرایی باشد. آنها «وحدت» را نه در همافزایی، بلکه در «تکرار بیچونوچرای مواضع خود» میبینند. واقعیت این است که صداوسیما، نه کارمند دولت، که دیدهبان انقلاب است. مدیریت پخش در رسانهملی، نه «سانسور»، که «درایت راهبردی» است. کجای دنیا رسانهای که ادعای «ملی» بودن دارد، اجازه میدهد در شرایط پیچیده جنگ ترکیبی، سخنانی پخش شود که کوچکترین روزنهای برای تفرقه یا التهابآفرینی در جامعه ایجاد کند؟
رفتار دوگانه؛ بازی در زمین حاشیه
فراموش نکردهایم روزهایی که صداوسیما با تمام قد از تصمیمات سخت اقتصادی دولتها دفاع میکرد تا تنشهای اجتماعی فروکش کند. آن روزها که رسانهملی بار تبیین سیاستهای دشوار را به دوش میکشید، خبری از «بیانیه» نبود. حالا که صداوسیما در قامت یک ناظر هوشمند، مصلحت عمومی را بر سلیقه زودگذر سیاسی مقدم شمرده، فریاد «وااسلاما» سر میدهند! این رفتار دوگانه، بیش از آنکه دغدغه «آگاهیبخشی» باشد، رنگوبوی سیاسی و تلاش برای «حاشیهسازی» دارد.
حاشیه، بلای جان وحدت
اینکه دولتها بیانیه صادر کنند و رسانهملی را به «ساز ناکوک» متهم کنند، دقیقا همان چیزی است که دشمن بیرونی به دنبال آن است؛ ایجاد شکاف ساختگی بین ارکان نظام. رسانهملی برای پرهیز از دوقطبیسازی، دست به اصلاح و مدیریت محتوا میزند، اما برخی جریانها با «بزرگنمایی»، سعی میکنند این «مدیریت بحران» را به «بحران رسانهای» تبدیل کنند.
رسانه، در تراز انقلاب
صداوسیما متعلق به ملت است؛ نه تریبون یک جریان سیاسی خاص. تا زمانی که این سازمان بر مدار «انقلابیگری» و «مصلحت ملی» حرکت میکند، این هجمهها، غباری بیش نیست که بر دامن این نهاد برخاسته از انقلاب نشیند. دولتمردان بهتر است به جای «حاشیهسازی»، از ظرفیت نقادانه و بصیرت رسانهای صداوسیما استقبال کنند. فراموش نکنیم؛ «حقیقت» با سانسور از بین نمیرود، اما با «مدیریت رسانهای» میتوان از تبدیل شدن آن به «تفرقه» جلوگیری کرد. زمان آن رسیده که بازیهای کودکانه با «کاه» تمام شود؛ چراکه کوه مشکلات اصلی کشور، نیازمند همافزایی است، نه حاشیهسازی.
