احتمال حمله هسته‌ای آمریکا به ایران؛ فشار نتانیاهو بر ترامپ برای بمباران اتمی

به گزارش خبرفوری، تاکر کارلسون، مجری و تحلیلگر سیاسی آمریکایی، مدعی شده است که دولت دونالد ترامپ ممکن است تحت فشار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، طی روزهای آینده استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را بررسی کند. او می‌گوید عمق و استحکام مجموعه کوه‌کلنگ به‌گونه‌ای است که تسلیحات متعارف آمریکا قادر به انهدام تونل‌های زیرزمینی آن نیستند و همین مسئله احتمال استفاده از بمب هسته‌ای را مطرح کرده است.

البته این ادعاها تاکنون به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند و نباید آنها را به‌منزله تصمیم قطعی واشنگتن برای استفاده از سلاح هسته‌ای تلقی کرد. بااین‌حال، طرح چنین احتمالی به‌تنهایی پرسش‌های مهمی درباره آینده نظم جهانی، بازدارندگی هسته‌ای و سرنوشت جنگ ایران ایجاد می‌کند.

نتانیاهو و فشار برای عبور از آخرین خط قرمز

کارلسون انگیزه نتانیاهو برای ادامه جنگ را صرفا در محاسبات نظامی جست‌وجو نمی‌کند. به روایت او، نخست‌وزیر اسرائیل با بحران سیاسی و احتمال ازدست‌دادن قدرت روبه‌روست و ادامه جنگ می‌تواند به ابزاری برای حفظ موقعیت سیاسی او تبدیل شود.

بیشتر بخوانید:

آمریکا پشت این هیاهو نقشه دیگری دارد | آیا «مادر همه بمب‌ها» پوششی برای استفاده از سلاح اتمی تاکتیکی است؟

اسرائیل صدها بمب اتمی دارد، اما چرا حتی یک‌بار هم از آن حرف نمی‌زند؟

آیا ایران سیستم «دست مرده» را فعال کرده است؟ | ایران برای روز حمله بزرگ آماده شده است

از باز شدن پناهگاه‌های اسرائیل تا مانور جنگنده‌ها | چرا می‌گویند جنگ تا دو روز دیگر آغاز می‌شود؟

در این روایت، نتانیاهو برای متقاعدکردن ترامپ به ادامه عملیات نظامی، فشار خود را بر چهره‌های ارشد دولت آمریکا متمرکز کرده است. کارلسون از پیت هگست، وزیر دفاع، و برد کوپر، فرمانده سنتکام، به‌عنوان مخالفان توافق مذاکره‌شده با ایران نام می‌برد. او همچنین مدعی است مارکو روبیو و جان رتکلیف در کنار دیگر چهره‌های سیاسی آمریکا از رویکرد سخت‌گیرانه اسرائیل حمایت می‌کنند. در مقابل، جی‌دی ونس و استیو ویتکاف از جمله افرادی معرفی شده‌اند که همچنان امکان دستیابی به توافق با تهران را منتفی نمی‌دانند.

کوه‌کلنگ؛ یک هدف نظامی یا آغاز فاجعه‌ای جهانی؟

اما اهمیت ماجرا فراتر از سرنوشت یک مجموعه زیرزمینی است. اگر آمریکا برای انهدام تأسیسات کوه‌کلنگ به سلاح هسته‌ای متوسل شود، عملا تابویی را خواهد شکست که از زمان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵، یکی از پایه‌های اصلی امنیت بین‌المللی بوده است.

نظام جهانی پس از جنگ جهانی دوم، با وجود تمام رقابت‌ها و بحران‌های دوران جنگ سرد، بر یک اصل مهم استوار بود: سلاح هسته‌ای باید آخرین گزینه باقی بماند و استفاده از آن، به دلیل پیامدهای غیرقابل‌کنترل، تا حد ممکن دور از دسترس تصمیم‌گیران نظامی باقی بماند.

حمله هسته‌ای به کشوری که خود فاقد سلاح اتمی است، این معادله را به‌شدت تغییر خواهد داد. چنین اقدامی می‌تواند اعتبار پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و کل نظام عدم اشاعه را زیر سؤال ببرد. کشورهایی که تاکنون امنیت خود را بر تضمین‌های بین‌المللی و بازدارندگی متعارف بنا کرده‌اند، ممکن است به این نتیجه برسند که تنها راه تضمین بقای آنها، دستیابی به سلاح هسته‌ای است.

برندگان احتمالی یک تابوشکنی خطرناک

پیامدهای چنین تصمیمی به خاورمیانه محدود نخواهد ماند. روسیه و چین می‌توانند از بحران مشروعیت آمریکا برای پیشبرد اهداف راهبردی خود بهره ببرند. اگر واشنگتن استفاده نخست از سلاح هسته‌ای را علیه ایران توجیه کند، مسکو و پکن نیز ممکن است در بحران‌های اوکراین و تایوان، از همین منطق برای تغییر محاسبات طرف مقابل استفاده کنند.

در چنین شرایطی، تهدید هسته‌ای از یک ابزار بازدارندگی به گزینه‌ای عملیاتی در منازعات منطقه‌ای تبدیل می‌شود. هند و پاکستان، دو قدرت هسته‌ای رقیب، نیز ممکن است در فضای جدید با محاسبات خطرناک‌تری روبه‌رو شوند. کره‌شمالی هم می‌تواند از تضعیف تابوی هسته‌ای برای توجیه سیاست‌های نظامی خود استفاده کند.

ادعای کارلسون درباره پیام روسیه به برخی دولت‌ها مبنی بر اینکه حمله هسته‌ای آمریکا به ایران می‌تواند دست مسکو را برای استفاده از این سلاح در اوکراین بازتر کند، هرچند مستقلا تأیید نشده، نشان‌دهنده عمق نگرانی از گسترش چنین الگویی است.

خلیج فارس؛ قربانی احتمالی یک انفجار هسته‌ای

خطر دیگر، پیامدهای زیست‌محیطی و اقتصادی حمله احتمالی است. کارلسون هشدار داده است که انفجار هسته‌ای زمینی در کوه‌کلنگ می‌تواند آلودگی رادیواکتیو را به سمت خلیج فارس منتقل کند و منابع آب و زندگی میلیون‌ها نفر را در معرض خطر قرار دهد.

از سوی دیگر، اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌شدت به امنیت تنگه هرمز و جریان آزاد انرژی وابسته است. آسیب‌دیدن نفتکش‌ها، اختلال در صادرات نفت و گاز و تهدید بازار جهانی کودهای شیمیایی می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌های اقتصادی ایجاد کند؛ بحرانی که آثار آن از خاورمیانه فراتر خواهد رفت.

بر شاخ نشستن و بن بریدن

بمباران اتمی کوه‌کلنگ، اگر روزی از سطح گمانه‌زنی فراتر برود، مصداق روشن «بر شاخ نشستن و بن بریدن» خواهد بود. آمریکا ممکن است با هدف نابودی یک تأسیسات زیرزمینی، بنیان نظمی را متزلزل کند که طی هشت دهه برای جلوگیری از تکرار فاجعه اتمی شکل گرفته است.

طنز تلخ ماجرا نیز آنجاست که اسرائیل، به‌عنوان کشوری برخوردار از توانمندی هسته‌ای و خارج از چارچوب پیمان NPT، ممکن است واشنگتن را به استفاده از سلاح اتمی علیه کشوری متهم به دنبال‌کردن برنامه هسته‌ای نظامی سوق دهد؛ کشوری که خود سلاح هسته‌ای در اختیار ندارد.

چنین اتفاقی نه‌تنها اعتبار ادعاهای آمریکا درباره منع اشاعه هسته‌ای را تضعیف می‌کند، بلکه این پیام را به جهان می‌دهد که در نهایت، برخورداری از بمب اتمی می‌تواند مهم‌ترین تضمین امنیت ملی باشد.

در این میان، پرسش اصلی فقط این نیست که ترامپ تا چه اندازه برای حمله به ایران تحت فشار قرار دارد؛ پرسش بزرگ‌تر این است که آیا واشنگتن حاضر است برای حل یک بحران منطقه‌ای، خط قرمزی را بشکند که عبور از آن می‌تواند امنیت نسل‌های آینده را به مخاطره بیندازد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *