شاغلهایی که شغل ندارند
شب هم باید پاسخ مشتری پروژه بعدی را بدهد. شاید در پایان روز بیشتر از بسیاری از کارمندان رسمی کار کرده باشد، اما اگر از او بپرسیم «شغلت چیست؟» احتمالاً پاسخ سادهای ندارد.
او بیکار نیست؛ اما آیا واقعاً شغل دارد؟
برای نسلهای قبل، تعریف شغل تا حد زیادی روشن بود؛ یک اداره، کارخانه، مغازه یا شرکت، ساعت کاری مشخص، حقوق ماهانه، بیمه و در بهترین حالت مسیری برای ارتقای شغلی و بازنشستگی. بسیاری ممکن بود در کنار آن کار دومی هم داشته باشند، اما یک «شغل اصلی» مانند لنگر، زندگی اقتصادی آنها را نگه میداشت.
حالا برای بخشی از نسل جدید، این لنگر در حال کوچکشدن است. فریلنسری، فروش آنلاین، تولید محتوا، رانندگی پلتفرمی و پروژههای کوتاهمدت شکل تازهای از بازار کار ساختهاند که شاید بتوان نام آن را «اشتغال تکهتکه» گذاشت؛ درآمدی که بهجای یک حقوق مشخص، از کنار هم قرارگرفتن چند کار مختلف ساخته میشود.
این تغییر الزاماً بد نیست. اقتصاد جدید به بسیاری از افراد آزادی بیشتری داده است. میتوانند ساعت کارشان را انتخاب کنند، از خانه پروژه بگیرند، همزمان برای چند مشتری کار کنند و درآمد خود را به یک کارفرما گره نزنند. برای بعضیها این همان استقلال شغلی است که نسلهای قبل کمتر تجربه میکردند.
اما این آزادی، هزینهای هم دارد.وقتی کارمند یک شرکت هستید، بخشی از ریسک زندگی شغلی را کارفرما برعهده میگیرد. بیماری، بیمه، مرخصی، ابزار کار، آموزش و حتی روزهایی که مشتری کمتری وجود دارد، الزاماً به معنای قطع کامل درآمد نیست. اما در بسیاری از مشاغل پروژهای و پلتفرمی، بخش بزرگی از این مسئولیتها به خود فرد منتقل میشود.
پروژه نیست؟ درآمد نیست. بیمار شدهاید؟ ممکن است درآمدی نباشد. ابزار کار خراب شده؟ هزینه با خودتان است. مهارت تازهای لازم دارید؟ خودتان باید آن را یاد بگیرید.
اقتصاد جدید فقط محل کار را از اداره به تلفن همراه منتقل نکرده؛ بخشی از ریسک کارفرما را هم به جیب نیروی کار منتقل کرده است.
این مسئله آنقدر جدی شده که سازمان بینالمللی کار در سال ۲۰۲۶ نخستین استاندارد بینالمللی اختصاصی درباره «کار شایسته در اقتصاد پلتفرمی» را تصویب کرد؛ استانداردی که موضوعاتی مانند دستمزد، ساعات کار، ایمنی، وضعیت استخدامی و حمایتهای اجتماعی نیروهای پلتفرمی را مورد توجه قرار میدهد.
اما شاید سؤال مهمتر برای ما این باشد که آیا همه کسانی که وارد این شکل از کار شدهاند، واقعاً آن را انتخاب کردهاند؟
کسی که شغل ثابت دارد و عصرها پروژهای هم انجام میدهد، انعطاف و درآمد بیشتر را انتخاب کرده است. اما جوانی که چون شغل پایدار پیدا نکرده، مجبور است هزینه زندگیاش را از کنار هم گذاشتن چند کار موقت تأمین کند، در موقعیت دیگری قرار دارد.
اینجاست که مرز میان «آزادی شغلی» و «ناامنی شغلی» باریک میشود.
شاید چند سال دیگر وقتی از جوانی بپرسیم «شغلت چیست؟» نتواند با یک کلمه پاسخ دهد؛ نه چون بیکار است، بلکه چون از صبح تا شب چند کار مختلف انجام میدهد تا چیزی را برای خودش بسازد که نسل قبل به آن میگفت: «یک شغل».
