از پرسش فناوری تا پاسخ حکمرانی

نویسنده دکتر داوود منظور – رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه

همزمان با توسعه شتابان هوش مصنوعی، نگرانی درباره تاثیر آن بر اشتغال در ایران نیز روبه‌افزایش است، اما پاسخ به این نگرانی نه در خود فناوری، که در نوع حکمرانی ما نهفته است. آنچه بازار کار ایران را در مواجهه با این موج متحول می‌کند، نه تعداد شغل‌های ازدست‌رفته، که کیفیت اشتغال و نحوه توزیع منافع بهره‌وری است. در شرایطی که نرخ بیکاری و تورم بالا، معیشت کارگران را تحت فشار قرار داده، ورود و گسترش هوش مصنوعی می‌تواند هم اهرم توسعه باشد هم عاملی برای تشدید نابرابری. 

افزون بر این، در شرایط جدید پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم‌صهیونیستی علیه کشور عزیزمان، که لزوم بهینه‌سازی بهره‌وری و شتاب‌بخشی به تحولات اقتصادی بیش‌از‌پیش احساس می‌شود، یکی از راهبرد‌های کلیدی و اصولی، به‌کارگیری هدفمند هوش مصنوعی به‌عنوان اهرمی برای عبور از رکود و افزایش کارایی در بخش‌های مولد اقتصاد است، به‌شرط آن‌که این به‌کارگیری با برنامه‌ریزی اجتماعی و عدالت‌محور همراه باشد و صرفا به‌سود گروه‌های خاصی تمام نشود. 

۱. اثر هوش مصنوعی بر اشتغال: پیچیده‌تر از حذف یا ایجاد شغل
در ایران، برخی مشاغل روتین اداری مانند حسابداری ساده، خدمات پشتیبانی و حتی برخی امور بانکی مانند افتتاح حساب یا پردازش اسناد، بیش از سایرین در معرض فشار قرار دارند. برای نمونه، بسیاری از بانک‌ها در حال راه‌اندازی سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی برای پردازش خودکار درخواست‌های مشتریان هستند که می‌تواند نیاز به نیروی انسانی در شعب را به‌شدت کاهش دهد. در مقابل، مشاغل نیازمند خلاقیت، تعامل اجتماعی و مهارت فنی مانند پرستاری، تعمیرات تخصصی تجهیزات پزشکی، کشاورزی هوشمند و آموزش تخصصی، نه‌تنها مقاوم‌ترند، بلکه با هوش مصنوعی بهره‌ورتر هم می‌شوند. به‌عنوان مثال، یک مهندس کشاورزی که از سامانه‌های پایش هوشمند برای تعیین زمان آبیاری و کوددهی استفاده می‌کند، می‌تواند با همان تعداد نیروی انسانی، چندین برابر بازدهی بیشتری داشته باشد و درآمد بالاتری کسب کند. بنابراین، به‌جای تمرکز بر تعداد، باید بر بازنگری در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و طراحی مسیر‌های یادگیری پله‌پله برای کارگران صنایع سنتی متمرکز شد تا بتوانند به‌سمت مشاغل مکمل فناوری حرکت کنند. 

۲. خطر پنهان: کاهش کیفیت اشتغال، نه‌فقط کاهش تعداد
در ایران، بخش‌های بزرگی مانند حمل‌ونقل درون‌شهری با ظهور اسنپ و تپسی، خرده‌فروشی با گسترش دیجی‌کالا و خدمات شهری مانند نظافت و نگهبانی، در معرض هوشمندسازی بی‌ضابطه هستند. برای نمونه، اگر سیستم‌های مدیریت ناوگان مبتنی بر هوش مصنوعی، مسیر‌های بهینه را بدون دخالت راننده تعیین کنند و پاداش‌ها را براساس الگوریتم‌های عملکردی محاسبه نمایند، ممکن است رانندگان با کاهش اختیار، افزایش فشار کاری و کاهش درآمد مواجه شوند، حتی اگر تعداد رانندگان تغییری نکرده باشد. این وضعیت می‌تواند بدون ایجاد ضوابط اجتماعی، فشار شدیدی بر معیشت گروه‌های کم‌مهارت وارد کند. راهکار عملی، ایجاد سامانه رصد کیفیت اشتغال با شاخص‌هایی مانند امنیت شغلی، پوشش بیمه تکمیلی، ساعات کار معقول و اصلاح تصمیمات الگوریتمی است. همچنین، الزام بنگاه‌های فناور به ارائه گزارش سالانه تاثیر طرح‌های هوشمندسازی بر نیروی کار، می‌تواند شفافیت را افزایش داده و از افت کیفیت اشتغال جلوگیری کند. 

۳. سهم نیروی کار از درآمد: مساله توزیع است، نه تولید
در صنایع کلیدی ایران مانند نفت، گاز، پتروشیمی و بانکداری، هوش مصنوعی می‌تواند ارزش‌افزوده عظیمی ایجاد کند. برای نمونه، پالایشگاه‌ها با استفاده از سیستم‌های پیش‌بینی خرابی تجهیزات، می‌توانند هزینه‌های تعمیر و نگهداری را تا ۳۰ درصد کاهش و تولید را افزایش دهند، اما اگر این صرفه‌جویی صرفا به‌سود سهام‌داران بزرگ تبدیل شود، هیچ سهمی به جیب کارگران خط تولید و تعمیرکاران نمی‌رسد. طراحی مدل‌های مشارکت در بهره‌وری مانند پاداش گروهی ماهیانه براساس میزان صرفه‌جویی حاصل‌شده، اختصاص سهام کارکنان در پروژه‌های هوشمندسازی و تخصیص درصد ثابتی از صرفه‌جویی‌ها (مثلا ۲۰درصد) به بهبود معیشت، کاهش ساعات کار یا افزایش حقوق پایه، می‌تواند هوش مصنوعی را به مکملی برای نیروی کار تبدیل کند، نه جایگزینی برای آن. 

۴. حکمرانی هوش مصنوعی در ایران: سه اولویت فوری
نخست، سرمایه‌گذاری در آموزش با ایجاد صندوق ملی مهارت‌های دیجیتال و حمایت مالی از کارگران بازآموزی‌شده مانند پرداخت کمک‌هزینه تحصیلی یا معافیت بیمه‌ای به مدت دو سال. دوم، تنظیم‌گری هوشمند با تصویب قانون حمایت از رقابت در اقتصاد داده‌محور که دسترسی بنگاه‌های کوچک و متوسط به داده‌های غیرشخصی را تسهیل کند و تعیین مالیات پلکانی برای سود‌های حاصل از اتوماسیون کامل مشاغل به‌نفع صندوق تامین اجتماعی. سوم، تضمین سهم عادلانه نیروی کار با اصلاح قوانین کار برای پوشش شکل‌های جدید اشتغال مانند دورکاری ترکیبی و پروژه‌های موقت، و تعریف حداقل سهم نیروی کار (مثلا ۱۵درصد ارزش‌افزوده) در هر پروژه هوشمندسازی بزرگ. 

۵. جمع‌بندی: فناوری را متوقف نکنیم، حکمرانی را بهبود دهیم
هوش مصنوعی در ایران می‌تواند هم تهدید و هم فرصت باشد. انتخاب بین این دو، با حکمرانی فعال، شفاف و عادلانه ممکن می‌شود. به‌جای ترس از فناوری، باید پرسید که زیرساخت‌های داده در دست کیست؟ نظام آموزشی برای مهارت‌های جدید آماده است؟ قوانین کار پاسخگوی اشتغال نوین هست؟ اگر پاسخ روشن نباشد، مشکل از هوش مصنوعی نیست؛ مشکل از حکمرانی ما بر آن خواهد بود. در این رابطه باید دانست که آینده کار را سیاست‌ها و نحوه تقسیم منافع می‌سازند، نه خود فناور.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *