تقسیم قدرت یا تجزیه؟ رویکرد آمریکا، عربستان و امارات به آینده سودان
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، با سیطره نیروهای «واکنش سریع» بر شهر فاشر و تضعیف موقعیت و جایگاه ارتش در مناطق غربی سودان، اخبار بسیاری از نارضایتی عربستان سعودی و آمریکا از روند موجود و تلاش ریاض برای ورود فعالانه به این عرصه منتشر شد. در این میان یکی از مهمترین اخبار را میتوان درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی از ترامپ برای دخالت در بحران سودان با هدف حل و فصل آن دانست.
همچنین طی روزهای گذشته اخبار تأیید نشده متعددی در زمینه افزایش اختلافات میان ریاض و ابوظبی بر سر مسئله سودان انتشار یافته است. این امر را میتوان نشانهای از افتراق دانست که پس از تحولات اخیر در منطقه فاشر و بر اساس نگاه هر یک از این کشورها به تحولات سودان، به وجود آمده است. حال سؤال مهم این است که این افتراق تا چه میزان میتواند جدی باشد و چه تأثیری بر وضعیت میدانی سودان خواهد گذاشت؟
نقاط اشتراک و اختلاف نگاه عربستان سعودی، آمریکا و امارات به سودان
با وجود تفاوت های منافع میان ریاض، واشنگتن و ابوظبی در پرونده سودان، می توان گفت این منافع و رویکرد برخاسته از آن در برخی موارد دارای همپوشانی و در برخی موارد دارای تعارض است. بر این اساس مهم ترین وجود اشتراک و اختلاف در نگاه این سه بازیگر در این پرونده را می توان موارد زیر دانست:
نقاط اشتراک واشنگتن، ریاض و ابوظبی در بحران سودان:
هر سه کشور، نخبگان حاکم بر دولت سودان را سیاستمدارانی غیر قابل اعتماد و وابسته به گروه های اسلامگرا میپندارند و بر همین اساس با توجه به رویکرد خصمانه هر سه دولت به جریانات اسلامگرای سیاسی، خواهان این هستند که این نخبگان در صورت امکان نقش کمی در آینده سودان داشته باشند.
در همین راستا، «مسعد پولس»، مشاور رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی دو ماه قبل خود، چهرههای باقیمانده از دوران نظام عمر البشیر، رئیس جمهور سابق این کشور و جریان اخوانالمسلمین را خطوط قرمز آمریکا برای آینده سودان دانست.[1] آمریکا همچنین نسبت به بازگشت برخی از چهرههای اخوانی به صحنه سیاسی اعتراض و تهدید کرده است در رویکرد خود در قبال سودان تجدید نظر کند.
ریاض، واشنگتن و ابوظبی بر مبنای رویکرد مشترکشان به اخوان المسلمین و سودان، خواهان دستیابی به نوعی تقسیم قدرت در این کشور بر اساس مشارکت ارتش، نیروهای واکنش سریع و جریانهای مدنی هستند. این تقسیم قدرت در نهایت منجر به تضعیف بیشتر دولت مرکزی در سودان خواهد شد و ساختاری شکننده را در این کشور ایجاد خواهد کرد. لازمه رسیدن به چنین هدفی، مشروعیت زدایی از دولت سودان و تنزل دادن آن از جایگاه دولت دارای مشروعیت، به یکی از طرفهای درگیری بر سر قدرت در این کشور است.
نکته مهم دیگر اینکه هر سه کشور مخالف حضور رسمی بازیگران تجدیدنظر طلب در عرصه سودان و تبدیل این کشور شمال آفریقا به یک قطب لجسیتکی و نظامی هستند. از همین رو ریاض، ابوظبی و واشنگتن هر یک به اشکال و درجات گوناگون نسبت به هرگونه نقشآفرینی و بازیگری تهران، صنعا و مسکو در تحولات سودان حساس هستند.
نقاط افتراق واشنگتن، ریاض و ابوظبی در بحران سودان
عربستان سعودی حضور یک اقتدار مرکزی و با ثبات در مناطق مرکزی و شرقی سودان را برای امنیت دریای سرخ و سواحل غربی شبه جزیره عربستان ضروری میداند. از این رو ریاض تلاش دارد با حمایت از دولت مرکزی سودان، مانع از فروپاشی آن شود.
این در حالی است که ایالات متحده مسائلی مانند مقابله با اسلامگرایی، مخالفت با حضور محور مقاومت در سودان، عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، آزادیهای مدنی و حضور گروههای مدنی در ساختار قدرت و بازسازماندهی ساختار نظامی و امنیتی در سودان به صورت جدیتری در دستور کار خود دارد و برای تحقق آنها از اعمال فشار بر مقامات این کشور ابایی ندارد.
عربستان سعودی و آمریکا در عین حال نیروهای واکنش سریع را نیز به دلیل بیرون آمدن از رحم دولت اسلامگرای عمر البشیر، جریانی غیرقابل اطمینان میدانند و تمایل دارند این نیرو نیز به قدرت فائقه در سودان تبدیل نشود.
جنایات این گروه در شهر فاشر و بافت اجتماعی مبتنی بر عصبیت این گروه نیز اتخاذ این رویکرد توسط ریاض و واشنگتن را نیز تقویت کرده است. با این وجود، به نظر میرسد به دلیل ائتلافهای حمیدتی، سرکرده نیروهای واکنش سریع با برخی نیروهای مدنی و سکولار، واشنگتن علاقمند است از این گروه به عنوان ابزار فشار بر دولت برهان استفاده کند و یا اینکه در صورت افتادن ارتش سودان بر دامان نیروهای تجدیدنظر طلب یا حتی محور مقاومت، از حمیدتی به عنوان عامل تجزیه سودان بهره برداری سیاسی کند.
این در حالی است که امارات سرمایهگذاری بر نیروهای پشتیبانی سریع را فرصتی برای حضور در کشورهای مختلف منطقه ساحل و صحرای آفریقا، استفاده از شبکه گسترده قاچاق فلزات گرانبها و مجالی برای سهم خواهی در آینده تحولات سیاسی سودان میبیند.
با وجود توافق ریاض، واشنگتن و ابوظبی بر سر لزوم تقسیم قدرت در سودان، به نظر میرسد سه کشور بر سر حدود و ثغور این تقسیم قدرت و نیروهای پیشران دولت بعدی سودان اختلاف نظر داشته باشند. این اختلاف نظر از حمایت هر یک از این سه کشور از گروههای وابسته به خود در بحران سودان ناشی میشود.
تأثیر افتراق بر آینده سودان
به طو رکلی چهار کشور مصر، عربستان سعودی، آمریکا و امارات را میتوان مهمترین طرفهای منطقهای و بینالمللی و نقشآفرین برای حل و فصل بحران سودان دانست. در این بین به نظر میرسد امارات، عربستان و آمریکا مهم ترین ارکان این ساختار باشند. همچنین با توجه به روند موجود میتوان نتیجه گرفت که اختلافات میان این سه رکن اصلی (به جز پرونده امنیت مرزی عربستان) بیش از آن که ماهیتی راهبردی داشته باشند، دارای ماهیتی تاکتیکی هستند و به سطح تصادم و تضاد حاد منافع در این پرونده نرسیده است.
بر روی میز قرار دادن طرح صلح ارائه شده از سوی این ساختار چهارگانه که در آن بر آتشبس بی قید و شرط به عنوان راهحل اصلی حل و فصل بحران بحران تاکید شده، نشانه همین توافق بر روی اصول کلی در پرونده سودان است. با این وجود نگرانیهای عربستان و آمریکا از نیروهای پشتیبانی سریع و همچنین امنیت مرزها سبب خواهد شد دولت سودان بتواند وضعیت فعلی خود را تثبیت کند. هرچند این تثبیت به معنای بازسازی نیروها و یا بازپسگیری مناطق از دست رفته نخواهد بود.
نویسنده: احمد بروایه/کارشناس غرب آسیا و شمال آفریقا
پانوشت:
[1] https://aawsat.com/%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A7/5202548-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A8-%D9%84%D9%80%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%81%D9%84%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82



